مسافر
ادبیات و مذهب ( گاهی وقت ها که به خود می آیم می بینم یک مسافرم )
دوشنبه یکم تیر 1388
از وبلاگ برادر عزیزم داش محسن
موعود روزهای پر از انتظار من آقا تویی قرار دل بی قرارمن
از های و هوی این تن خاکی دلم گرفت کی می رسد برای همیشه بهار من
کی میرسد طلوع عدالت زپشت ابر یا جلوه می کندگل نرگس نگار من
مردم در این خزان غریبی انتظار آقا محک بزن به صداقت عیار من
یک روز، عاقبت دل من سبز می شود وقتی نظر کنی زمحبت به کار من
ای قائم عدالت حق، صاحب الزمان بگذر شبی ز کوچه ما از کنارنوشته شده توسط علی بلاش آبادی
در 15:51 | لینک ثابت
•
