مسافر
ادبیات و مذهب ( گاهی وقت ها که به خود می آیم می بینم یک مسافرم )
دوشنبه یکم تیر 1388
از وبلاگ برادر عزیزم داش محسن
موعود روزهای پر از انتظار من آقا تویی قرار دل بی قرارمن
از های و هوی این تن خاکی دلم گرفت کی می رسد برای همیشه بهار من
کی میرسد طلوع عدالت زپشت ابر یا جلوه می کندگل نرگس نگار من
مردم در این خزان غریبی انتظار آقا محک بزن به صداقت عیار من
یک روز، عاقبت دل من سبز می شود وقتی نظر کنی زمحبت به کار من
ای قائم عدالت حق، صاحب الزمان بگذر شبی ز کوچه ما از کنارنوشته شده توسط علی بلاش آبادی
در 15:51 | لینک ثابت
•
دوشنبه یکم تیر 1388
ایرانی مسلمان هیچ گاه بهانه به دست دشمن نباید بدهد . این یک موضوع مهم است که کمتر مورد توجه است . شیرینی حضور برجسته مردم نباید تلخ می شد . نباید ...
به یاری حق اغتشاشات خاتمه می یابد . یا حق
نوشته شده توسط علی بلاش آبادی
در 15:46 | لینک ثابت
•
دوشنبه یکم تیر 1388
از مطالب خواهر خوبم خانم یاوری
بوی عیدی، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روز بتههای نور
برق کفش جفت شده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
بوی باغچه بوی حوض
عطر خوب نسرین
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روز بتههای نور
برق کفش جفت شده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
بوی باغچه بوی حوض
عطر خوب نسرین
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم. با اینا خستگیمو در میکنم.
نوشته شده توسط علی بلاش آبادی
در 15:44 | لینک ثابت
•
