یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
از داش محسن عزیزم ( تسلیت باد اربعین سرور آزادگان جهان )
قافله رفته بود و من بيهوش
روي شن زارهاي تفتيده
ماه با هر ستاره اي مي گفت:
بي صدا باش!تازه خوابيده
قافله رفته بود و در خوابم
عطر شهر مدينه پيچيده
خواب ديدم پدر ز باغ فدك
سيب سرخي براي من چيده
قافله رفته بود ومن بي جان
پشت يك بوته خار خشكيده
بر وجودم سياهي صحرا
بذر ترس و هراس پاشيده
قافله رفته بود و من تنها
مضطرب،ناتوان ز فريادي
ماه گفت:اي رقيه چيزي نيست
خواب بودي ز ناقه افتادي
قافله رفته بود و دلتنگي
قلب من را دوباره رنجانده
باد در گوش ماه ديدم گفت:
طفلكي باز هم كه جا مانده!
قافله رفته بود و تاول ها
مانعي در دويدنم بودند
خستگي،تشنگي،تب بالا
سد راه رسيدنم بودند
قافله رفته بود و مي ديدم
مي رسد يك غريبه ازآن دور
ديدمش-سايه اي هلالي شكل-
چهره اش محو هاله ای از نور
ازنفس هاي تند و بي وقفه
وحشت و اضطراب حاكي بود
ديدم او را زني كه تنها بود
چادرش مثل عمه خاكي بود
بغض راه گلوي من را بست
گفتمش من يتيم و تنهايم
بغض زن زودتر شكست و گفت:
دخترم،مادر تو زهرايم
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
نگاهي به كتاب «نمایش کودک»
گامي ديگر در شناخت نمايش كودك
27 فروردين 1387 ساعت 17:08
گزارشگر : عباس كريمی عباسی
«نمايش كودك» كتابي آموزشي است كه به كوشش داود كيانيان تدوين و به تازگي توسط انتشارات موسسه منادي تربيت عرضه شده است./
خبرگزاري كتاب ايران - این کتاب متن آموزشی و کاربردی در ارتباط با نمایش کودک به خصوص نمایش خلاق و بازیهاي نمایشی است. نویسنده که از استادان و دستاندرکاران با سابقه تئاتر کودک و نوجوان است، تجربیات آموزشی و تدریس خود را در کلاسهاي نمایش خلاق بهویژه آموزشهاي مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گرد آوری، تنظیم و منتشر كرده است.
بخش عمده کتاب حاوی بازیهای نمایشی (حرکتی وکلامی) مربیان مراکز فرهنگی هنری کانون است که به عنوان تکلیف در این کلاسها ارائه و توسط استاد؛ جمع آوری، طبقه بندی و در 23 بخش از کتاب گنجانده شده است.
عناوین تعیین شده برای بخشهاي مختلف کتاب در قالب گفتوگوهای نمایشی میان مربی (استاد) و شاگردان کلاس تنظیم و تصویری عینی، عملی و کاربردی از یک کلاس یا کارگاه نمایش خلاق ايجاد ميكند.
در این کتاب بیش از 300 بازی، ترانه عامیانه، قصه(متل) و گاه نمایشنامه کوتاه، جمع آوری و ارائه شده تا مربیان علاقهمند با استفاده از آنها به کار نمایش خلاق با کودکان سامان ببخشند.
این بازیها به نمایشی، آموزشی، هوش، حرکتی، کلامی، خیالی، و... تقسیم، و کاربردهای خاص برای آنها پیشنهاد شده که خوانندگان با مطالعه کتاب میتوانند بیشتر با آنها آشنا شوند.
همچنين؛ کتاب حاوی مباحث نظری با رویکرد عملی در حوزه نمایش خلاق و بازیهای نمایشی است و تاکید عمده بر استفاده از بازیها، ترانهها و ادبیات عامیانه در فعالیت آموزشی نمایش کودک و نمایش خلاق دارد.
از آموزههای علمی و اخلاقی نمایش خلاق توجه مثبت و سازنده به آفرینشهاي ادبی و هنری و ارزشیابی با نگاه مثبت و سازنده و نقادی موثر است.
ثبت تجربیات کارگاه آموزشی نمایش خلاق و انتقال آن به مربیان علاقهمند و دانشپژوهان با توجه به کمبود منابع آموزشی نمایش کودک، کاربردی بودن تمرینها و بازیهای ارائه شده به زبان ساده و قابل درک برای مربیان تازه کار و جوان، گردآوری بازیها و ترانههای محلی از مناطق مختلف ایران و طبقهبندی و تنظیم آنها برای فعالیت سازنده نمایش خلاق، تحلیل علمی و عملی نمایش خلاق بهزبان ساده و تهیه متون نمایشی مبتنی بر فرهنگ عامه، تعیین کاربردهای آموزشی بازیهای نمایشی و... برخی از عناوين مطالب این کتابند.
در حوزه کودک و نمایش ،بهخصوص نمایش خلاق منابع آموزشی محدود طی دو دهه اخیر در ایران ترجمه و تالیف شده که پاسخگوی همه نیازهای علمی و عملی منطبق با فرهنک این مرز و بوم نیست. لذا تدوین چنین مجموعه هایی کماکان به توسعه و گسترش این فعالیتها مدد رسانده و زمینه رشد آنها را فراهم میکند.
آثار تالیفي با موضوع نمایش خلاق در زبان فارسی اعم از کتابچههای آموزشی این واحد درسی در مراکز آموزش عالی و سایر کتب ملهم از دو کتاب اصلی ترجمه (دیوئی چمبرز و راث بیل هیینیک) است و اصولا حرفي نو برای گفتن ندارند.
تلاش نویسندگان و صاحب نظران به ویژه مدرسانی که بهطور عملی در این حوزه فعالیت داشتهاند میتواند راه گشایی علمی در اين حوزه محسوب شود و به توسعه عملی نمایش خلاق بیانجامد.
«کودک و نمایش» متن مفید و قابل توجه و کاربردی برای مربیان و محققانی است که به این مقوله اعتقاد داشته و در مسیر دستیابی به اهداف تربیتی و تعلیمی از واسطههای هنری و ادبی بهرهوری میکنند.
از سوی دیگر گردآوری و تنظیم یک مجموعه بازی با هویت فرهنگی ایرانی و هدایت آنها به سوی نمایش خلاق تلاشی با ارزش برای حفظ و احیای فرهنگ عامه و ادبیات قومی محسوب میشود که انصافا تنوع و زیبایی و خلاقیت را یکجا در خود دارد.
اگر این بازیها به درستی مورد استفاده قرار گیرد و مربیان آگاه و مجرب در سازماندهی نمایش خلاق از آن بهره وری کنند، قطعا شاهد تحول مثبت و سازنده در فعالیت نمایش خلاق خواهیم بود.
تاکید کتاب بر نقش مربی و تعیین برنامه عملی و کاربردی برای اجراکنندگان نیز از نکات مثبت و کلیدی است که مولف به آن توجه كرده است.
نام کتاب (نمایش کودک) یک عنوان کلی و جامع در حوزه هنرهای نمایشی و کودک است که با محتوای اصلی آن مطابقت ندارد. در حوزه نمایش کودک یا کودک و نمایش، تئاتر با کودکان، تئاتر برای کودکان، نمایش عروسکی کودکان، نمایش درمانی، نمایش آموزشی، نمایش بی کلام (پانتومیم)- نمایش خلاق و... قابل تصور و تقسیم است. اما در این کتاب بیشتر به نمایش خلاق با گرایش به بازیهاي نمایشی پرداخته شده بنابراين عنوان «نمایش خلاق کودکان» یا «بازیهاي نمایشی» با محتوای کتاب بیشتر مطابقت دارد.
محتوا و ساختار موضوعی اصلی کتاب نمایش کودک، عمدتا حول محور بازی و بازیهاي نمایشی-آموزشی و حرکتی و کلامی با گرایش به بازیهاي محلی ارائه شده مربیان شرکت کننده در دورههای آموزشی نمایش خلاق شکل گرفتهاست.
به نظر میرسد در این فرایند سایر عناصر اصلی نمایش خلاق بویژه ادبیات کودکان و قصه کمرنگ شده است.
هر چند در جوهره بازیها و ترانههاي عامیانه پیشنهاد شده، قصهها امکان جریان یافتن دارند، اما به زعم استادان و منابع علمی، هسته اصلی نمایش خلاق، ادبیات کودکان و قصهها هستند که میتوانند کودک را با استفاده از پوسته بازی و نمایش به آفرینش نمایش خلاق نزدیک کنند.
در هر صورت بخش محتوایی این کتاب میتوانست رویکرد ادبیات کودکان را نیز در حوزه نمایش خلاق مورد توجه قرار داده و با استفاده از شاکله داستانی اشعار، ترانهها و بازیهاي مطرح شده دستور کار مربی نمایش خلاق کودکان را بصورت کاربردی تعیین کند.
قصه، بازی و نمایش عناصر به هم پیوسته نمایش خلاق و جوهره در هم تنیده این روش جدید آموزشی است که با پر رنگ کردن هر یک مسیر خروجی متفاوتی پیدا میکند.
در بخش چهارم تا هشتم کتاب کاربردهاي آموزشی، پرورشی، درمانی و... مطرح شده برای بازیها بعضا به جای کاربردهای نمایش خلاق نشسته و با توجه به پر رنگ شدن عنصر بازی در این متن تعمیم پیدا میکند. به بیان دیگر و با توجه به تحلیلهاي داده شده هر گاه این بازیها مورد بهره وری قرار گیرند، کاربردهایی از این دست پیدا میکنند.
این بازیها در مدرسه و توسط مربی پرورشی یا ورزشی نیز با کودکان کار میشود و کاربردهایی از همین دست برای آنها تعریف شده است، لذا ضرورت دارد تا کاربردهای خاص نمایش کودک یا نمایش خلاق تعیین شوند.
اغلب تمرینهاي داده شده نیز چیزی بین بازی و نمایشاند. برخی بازیها به حرکات نمایشی نزدیک میشوند و در بافت خود قصه، شخصیت، حادثه و... عناصر داستانی دارند و بعضی صرفا بازی مبتنی بر حرکت و کلام اند.
در مجموع طرح کارهای داده شده کتاب، نوعی برنامه مقدماتی یا زمینه ورود به نمایش خلاق را فراهم میکنند و با خود نمایش خلاق فاصله دارند.
در بخش نهم تا یازدهم عناصر انسانی و هنری نمایش و نمایش خلاق، شامل مربی، کودک و نوجوان و مخاطب، کارگردانی، بازیگری، طراحی و... با یکدیگر مقایسه و نقش هر یک در شکلگیری نمایش در قالب گفتوگو میان مربی کلاس و فراگیران مشخص شده است.
اطلاق واژه «عنصر» به عوامل انسانی دخیل در فعالیت نمایش چندان دلچسب نیست. پیشنهاد میشود به جای کلمه عناصر (عوامل) در نظر گرفته شود تا بدین ترتیب نقش عامل انسانی تقویت شود و مقایسه آن با عناصر هنری مطرح شده مثل متن، نور ، لباس، کارگردانی، بازیگری و... میسر شود.
برخی واژهها و اصطلاحات در نظر گرفته شده برای طبقه بندی و تقسیم بازیها نیز میتوانست مطابق تعاریف و طبقه بندی علمی و شناخته شده بازیها در حوزه علوم تربیتی صورت پذیرد تا بدین ترتیب تعاریف شناخته شده و استنباط عینی واحد برای خوانند گان کتاب اعم از مربیان و... فراهم آید.
http://www.ibna.ir/vdcenw8z.jh8voi9bbj.txt
|
رسانه ها و مفهوم عزت و افتخار حسيني (دانشكده فرهنگ و ارتباطات) مصاحبه با دکتر ناصر باهنر: بسم الله الرحمن الرحيم انديشه صادق: برداشت شما از مفهوم عزت و افتخار حسيني چيست؟ چگونه مي توان اين مفهوم را در شرايط كنوني كشور عيني ساخت؟ و مقدورات و محدوديت هاي ما در اين زمينه چيست؟ دكتر باهنر: مقام معظم رهبري اين سال را سال عزت و افتخار حسيني ناميدند چرا كه شروع سال جاري با دهه اول محرم بود و پايانش هم با دهه اول محرم خواهد بود. من به اين سوال از ديد فرهنگ و ارتباطات ديني مي خواهم نگاه بكنم. مي دانيم كه فرهنگ قرين با اسطوره هاست و هويت فرهنگي مرهون شناخت اسطوره هاي هر فرهنگي است. هويت فرهنگي ايراني كه كاملاً اجين و قرين با فرهنگ ديني و شيعي است با شاخصه هايي تعريف مي شود كه اگر بخواهيم به بعضي از آنها اشاره كنيم مي توان از عبوديت، تعبد، محبت، اخلاص، جوانمردي، شجاعت، ايثار و فداكاري، اخلاق متعالي، ضعيف نوازي، تعالي فكر و استواري در عمل و از اين قبيل نام برد. براي همه اين شاخصه ها ما اسطوره هايي در فرهنگ ايراني و شيعي خود داريم كه در هر بخش از اينها كه نگاه كنيم، حضرت امام حسين عليه السلام حتماً يكي از اين اسطوره ها است. ما در دوره اي قرار داريم كه دوره و عصر نوين ارتباطات نام گذاري شده است. اين ارتباطات جديد سبب تسهيل و تسريع تماس ميان فرهنگ ها شده كه براساس اين وضعيت جديد امكان تداخل، تهاجم، گفتگو و تنازع فرهنگ ها و تمدن ها روزافزون تر شده است. بنابراين مي توان گفت كه اين مسأله هم يك فرصت است و هم يك تهديد. هم براي استفاده از اين فرصت و هم براي مقابله با اين تهديداتي كه در جريان نوين ارتباطات پيش آمده و در حوزه فرهنگ تأثيرات بسياري داشته، بازگشت به اسطوره ها و تأكيد بر هويت ناب فرهنگ ايراني و شيعي ضرورت مضاعفي پيدا مي كند. شايد يكي از دلايل توجه مقام معظم رهبري، شرايط جديد پيش آمده در فرهنگ و ارتباطات جهاني است و شايسته است كه در اين جريان جديد هر يك از اين فرهنگها براي حفظ هويت ناب خودشان به اسطوره ها و شاخصه هاي ناب فرهنگي توجه كنند كه در فرهنگ ايراني، فرهنگ حسيني در واقع ناب ترين فرهنگ ها شمرده مي شود و مايه عزت و افتخار ايرانيان است و بايد به اين اسطوره هميشه جاويدان توجه كنند و او را بيش از پيش بشناسند و بشناسانند و تقويت بكنند تا در واقع شاخصه ها و اسطوره هاي فرهنگي خودشان را در اين جريان جديد حفظ كنند. اما اينكه چگونه مي شود اين مفهوم را در شرايط كنوني كشور عملي ساخت اجازه مي خواهم كه از حوزه ارتباطي به موضوع نگاه كنم. مي دانيد كه نظام ارتباطات اسلامي در حوزه نظام فرهنگي اسلامي تعريف مي شود. نظامي كه مبنايش جهان بيني توحيدي و اتكايش به باورها، ارزشها و اعمال فردي و اجتماعي است كه اسلام آنها را مشخص مي كند. در صدر اسلام در جامعه اي كه پيامبر صلي الله عليه و آله آن را بنا گذاشتند، الگويي نوين از نظام ارتباطات اجتماعي ارائه شد كه اصول سيستم ارتباطات اسلامي را بايد از آن جستجو كرد. مفهوم ارتباطات در اسلام به جاي تأكيد بر ابعاد كمي و خطي، بر ابعاد فرهنگي و معاني شناختي تأكيد دارد و واژه هايي مثل برادري، اتحاد و درك حقوق متقابل را به ذهن متبادر مي كند و در واقع مقصود نهايي همه كاركردهاي ارتباطات و رسانه هاي اسلامي تزكيه معنوي است. اما زماني كه به جامعه اي برمي گرديم كه در آن حكومت اسلامي استقرار يافته، اين الگو تفاوتهايي خواهد كرد. از آنجايي كه حكومت در اسلام متعلق به خداست و حكام هر جامعه مكلف به رعايت قانون اسلامي و خدمتگذاري به مردم هستند بر همگرايي روابط ميان خدا، فرد، جامعه و حكومت تأكيد مي شود. اين همگرايي ارتباطي نه تنها يك مسئوليت حكومتي است بلكه همه آحاد مردم موظف هستند. اما متأسفانه حكايت تاريخ ارتباطات در جريان حكومتها و در تمدن اسلامي، جريان يك نوع واگرايي و تجزيه ارتباطي است. در دوره هاي گذشته و در اوج تمدن اسلامي و در مقاطعي كه حكومت ديني بر جامعه حكمفرما بود طبيعتاً ارتباطات در ارتباطات سنتي خلاصه شده بود. كانالهاي ارتباطي حكومتي از كانالهاي ارتباطي مردمي و رهبران ديني جدا شده بود. با ظهور نظام هاي مدرن دولت ـ ملت در دوره هاي جديد جريان واگرايي ارتباطي تشديد شد و با توجه به تأثيرات استعماري، رسانه هاي جمعي به واسطه اين نوع واگرايي با بحران مشروعيت روبرو شدند، در حالي كه ارتباطات سنتيِ ديني مشروعيت خود را حفظ كرد. ايران در طول دوره گذشته خودش هميشه با بحران مشروعيت ارتباطي از اين جهت دست به گريبان بوده است. رهبران و نهادهاي ديني همواره سلطه خودشان را بر ارتباطات اجتماعي از خلال رسانه هاي سنتي ديني مثل مساجد، مدارس اسلامي، مجالس و مراسم مذهبي و رسانه هاي سنتي ديگرمثل بازار و ودوره ها حفظ كردند و نقش تعيين كننده اي در تحولات اجتماعي داشتند. جريان نوگرايي ارتباطي در ايران كه با ظهور مطبوعات، ارتباطات راه دور و رسانه هاي الكتريكي پديد آمد از آنجايي كه خواستگاه مردمي نداشت (به خصوص در دوره حكومت قاجار و پهلوي اين جريان ظهور و بروز قابل توجهي داشت) از همان ابتدا با بحران مشروعيت مواجه شد. اما ديديم كه در تحولات بزرگ تاريخي ايران مثل نهضت تنباكو، مشروطه، ملي شدن صنعت نفت، قيام 15 خرداد و از همه مهم تر انقلاب اسلامي ايران اين ارتباطات سنتي بود كه نقش اصلي را ايفا كرد. بنابراين مي شود به اين نتيجه رسيد كه سيستم ارتباطات ايران همواره شاهد نوعي واگرايي ارتباطي بين رسانه هاي سنتي (كه عمده آنها رسانه هاي سنتي ديني بودند) و رسانه هاي نوين بوده است. در جمهوري اسلامي شايد بشود گفت براي نخستين بار در تاريخ ايران ارتباطات سنتي و مدرن و به طور كلي ارتباطات مردمي و ارتباطات رسانه هاي در اختيار حكومت، نوعي همگرايي را تجربه مي كند. محوريت اسلام در قانون اساسي، نظام اجتماعي كشور كه بر مبناي الگوي اصيل اسلامي طراحي شده است و حضور علما در مصدر حكومت سبب اين همگرايي شد. اگر بخواهيم از واگرايي تعريفي را ارائه بدهيم بايد گفت: واگرايي زماني تحقق پيدا مي كند كه كانال هاي مختلف سنتي و مدرن پيام هايي را توليد كنند كه در تضاد و تخالف با يكديگر باشند و سبب سردرگمي مخاطبان، خنثي سازي كاركردها و تأثيرات يكديگر شوند. در مقابل همگرايي رابطه اي است كه در آن كانال هاي گوناگون ارتباطي با يكديگر مشابهت و هم پوشاني دارند و يكديگر را تكميل مي كنند و برايند آنها نوعي رابطه وحدت گرا و همسويانه است. اين سبب تقويت اعتماد مخاطبان به رسانه ها و صرف هزينه و نيروي كمتر از سوي ارتباط گران مي شود و زماني اين همگرايي اتفاق مي افتد كه نوعي رابطه مكمل ميان كانالهاي ارتباطي به وجود بيايد. اين نكته را هم اضافه كنم و بعد نتيجه بگيرم كه در شرايط فعلي رسانه هاي سنتي ديني اصلي ترين منبع ديني اكثريت مردم (حدود 60 درصد) در حوزه كاركردهاي ارتباطي ديني است و تنها 40 درصد مردم وسايل ارتباط جمعي را به عنوان اولين گزينه رسانه اي ديني بيان كردند كه اين بر مبناي تحقيقات بنده است. نتيجه اي كه مي خواهم از اين موضوع بگيرم اين است كه در شرايط كنوني كشور احياي فرهنگ ديني و تحقق عزت و افتخار حسيني كه در واقع تعبير ديگري از احياي هويت ناب ايراني ـ اسلامي در كشور است مرهون اين است كه رسانه هاي سنتي ما و رسانه هاي مدرن، مثل راديو و تلويزيون و سايتهاي اينترنتي كه در اختيار بخش هاي مختلف كشور است در سياست گذاري رسانه هاي خود يك نوع همگرايي را تعقيب بكنند. ما در موقعيتي قرار داريم كه در طول تاريخ ايران بي نظير است. از لحاظ ارتباطي عرض مي كنم كه براي نخستين بار رسانه هاي در اختيار حكومت و رسانه هاي در اختيار مردم و به تعبير امروزش رسانه هاي مدرن و رسانه هاي سنتي به خصوص در حوزه ديني يك نوع همگرايي را تجربه مي كنند. يعني هم رسانه هاي سنتي داراي مشروعيت لازم هستند و هم رسانه هاي مدرن مثل راديو و تلويزيون. لذا از اين همگرايي و مشروعيت بايد كمال استفاده را نمود و لذا بايستي يك نوع سياست گذاري و برنامه ريزي واحد براي استفاده از قابليت ها و مزيت هاي هر كدام از اينها صورت بگيرد. اما وارد سوال سوم مي شويم كه مقدورات و محدوديت هاي ما با توجه به اين رويكرد همگرايانه در حوزه ارتباطت ديني در شرايط موجود چيست؟ اين محدوديت ها و مقدورات برمي گردد به محدوديت ها و مزايايي كه هر كدام از اين رسانه هاي ديني دارند. اصلي كه ما بايد در برنامه هاي ارتباطي خودمان در اين زمينه داشته باشيم اين است كه به گونه اي برنامه ريزي كنيم كه به نوعي رابطه مكمل بين اينها به وجود بيايد. ما مي دانيم كه رسانه ها داراي كاركردهاي متفاوتي هستند. من به عنوان مثال به 4 كاركرد اصلي آنها در حوزه دين اشاره مي كنم بعد بررسي خواهيم كرد كه محدوديت ها و مزيت هاي هر كدام از اينها چيست و در پايان هم نتيجه بگيريم كه چگونه بايد اين برنامه ريزي، براي تحقق يك رابطه همگراي موثر در حوزه ارتباط ديني اتفاق بيفتد. 1- كاركرد ارشادي: به معناي نقشي است كه رسانه ها در برانگيختن احساسات معنوي مخاطبان و ترغيب آنها به رفتار، بر مبناي باورهاي ديني دارند. يعني يك نوع تأثيرگذاري عاطفي و رفتاري. نمي خواهم وارد تفصيل بحثهاي در اين زمينه شوم. فرض مي كنيم كه ما رسانه هاي مدرن و رسانه هاي سنتي را در مجموع مي شناسيم؛ برمبناي شناختي كه وجود دارد مي شود به اين نتيجه رسيد كه تأثيرگذاري عاطفي و رفتاري را بايد بيشتر از رسانه هاي سنتي انتظار داشت نه از رسانه هاي مدرن. بنابراين كاركرد ارشادي رسانه ها در حوزه سنت بسيار مهم تر از حوزه رسانه هاي الكترونيك مدرن است. اگر بخواهيم در اين سالي كه پشت سر مي گذاريم موفق باشيم و بتوانيم از تجربيات اين سال در سالهاي بعد استفاده كنيم بايد در حوزه تأثيرگذاري هاي عاطفي و ايجاد رفتارهاي ديني و حسيني بايد مجالس مذهبي خودمان را مثل روضه خواني ها، مساجد، دروس ديني مدارس، هيأت ها، جمع هاي خانوادگي و… را تقويت كنيم. براي اينكه از اين جهت مطمئن هستيم كه هيچ جايگزيني براي اين كاركرد سراغ نداريم و اگر دنبال تأثيرات عاطفي و رفتاري ناب در مخاطبان نسل جوان خودمان هستيم بايد سياست گذاري ارتباطي به سمت تقويت رسانه هاي سنتي برود. 2- كاركرد اطلاع رساني: منظور از آن انتقال اطلاعات و اخبار به مخاطبان در كوتاه ترين زمان و ساده ترين روش است كه البته جنبه تازگي و نو بودن نيز در اين كاركرد مهم مي باشد. در حوزه دين، هم رسانه هاي سنتي اين كاركرد را دارند و هم رسانه هاي مدرن؛ ولي اين ويژگي انكارناپذير است كه رسانه هاي مدرن به مراتب در حوزه اطلاع رساني و انتقال اخبار نسبت به رسانه هاي سنتي قابليت بيشتري دارند؛ در عين حال كه رسانه هاي سنتي هم قابليت هاي قابل توجهي دارند. در شرايطي كه هر دو رسانه داراي مشروعيت هستند و سياست ما همگرايانه است بياييم از اين قابليت راديو و تلويزيون به خوبي استفاده كنيم و نياز جامعه به اطلاعات و اخبار ديني را از اين طريق فراهم كنيم. 3- كاركرد آموزشي: اگر به معناي رسمي اش بخواهيم تعريف كنيم كاركردي است كه به ارتقاء سطح دانش توجه دارد و عمدتاً ناظر به حيطه شناختي است. اگر چه از حيطه هاي ديگر هم غافل نيست و معمولاً با نظام رسمي آموزش كشور در ارتباط است. اگر بخواهيم در حوزه آموزشهاي ديني مقايسه اي داشته باشيم بين رسانه هاي سنتي و رسانه هاي مدرن مي بينيم كه اگر ما يك سمت آموزش را معلم و سمت ديگر را متعلم بدانيم، آموزش فرايندي است كه ارتباطات چهره به چهره، بهره گيري از تمامي كيفيت هاي حسي، آگاهي واقعي متعلم نسبت به معلم، منبع پيام، در دسترس بودن پيام ها، بازخورد مستمر، اظهارات و پرسش ها، ارتباطات دو سويه و مشاركت فعال مخاطبان در اين فرايند نقش مهمي دارد وموفقيت اين ارتباط آموزشي مرهون تحقق اين ويژگي هاست. لازم به ذكر است كه در ارتباطات سنتي اين ويژگي ها كاملاً وجود دارد، لذا نقش اول در آموزش فرهنگ و معارف ناب ديني بر عهده رسانه هاي سنتي است. اما مي دانيم كه در شرايط كشور امكانات لازم به لحاظ نيروي انساني، فضا، امكانات آموزشي، محتوا و شيوه هاي آموزشي اجازه موفقيت لازم و يكه تازي رسانه هاي سنتي را نمي دهد؛ لذا بايد در اين كاركرد از قابليت رسانه هاي جديد به عنوان كمك به رسانه هاي سنتي استفاده كنيم. پس در كشور ما لازم است آموزش هاي ديني و سياستهاي ارتباطي، تأكيد كامل و كافي بر رسانه هاي سنتي داشته باشند و در كنار آنها به نقش رسانه هاي نوين به عنوان نقش مكمل و كمك به آموزش هاي سنتي توجه لازم را بكنند. 4- كاركرد سرگرمي: اگر ما سرگرمي را به معناي نوعي انبساط خاطر و ادخال سرور و به منظور پر كردن اوقات فراغت مردم بدانيم، مي بينيم كه رسانه هاي سنتي در اين زمينه كمبودهاي زيادي داشته اند. جوانان ما نسبت به اين نياز از رسانه هاي سنتي گله مند هستند. يكي از دلايل اين حقيقت اين است كه خواسته يا ناخواسته ميان دين و سرگرمي ديوار بلندي ايجاد شده و دين را معارض سرگرمي پنداشته اند؛ در حالي كه اگر ما از سرگرمي تعريف درستي داشته باشيم كه همان پر كردن اوقات فراغت با برنامه هايي است كه ايجاد نوعي انبساط خاطر و ادخال سرور مي كند، تعارضي با دين ندارد. اما در حوزه وسايل ارتباط جمعي قضيه كاملاً برعكس است. از بحث هايي كه همواره در خصوص راديو و تلويزيون مطرح بوده اين است كه كاركرد و هويت اصلي اين رسانه ها هويت سرگرم كننده بودن آنهاست. نوعي ديدگاه افراطي به اين موضوع وجود دارد و آن اين است كه گفته اند راديو و تلويزيون در دوره نوگرايي پديد آمد و در آن زمان مردم دنياي مدرن از شرايط سخت بوجود آمده خسته بودند و لذا براي ايجاد غفلت و سرگرم كردن آنها راديو و تلويزيون به وجود آمده. در واقع يك كاركرد و نياز مهم در دوره جديد مدرنيسم به عهده رسانه هاي جديد گذاشته شد. اين شايد نوعي نگاه افراطي به قضيه باشد ولي نمي توان اين را نفي كرد كه راديو و تلويزيون قابليت هاي فوق العاده و بي همتايي در اين كاركرد دارند وشايد نقطه قوت رسانه هاي جديد در اين زمينه همين كاركرد سرگرمي آنها باشد و ديده ايم كه در اين چند سال گذشته، سريال هاي ديني ساخته شده چقدر مؤثر واقع شده و با استقبال روبرو بوده است؛ هرچند اين سريال ها كمبودهايي داشته اند ولي توانسته اند جاي خالي اي را پر كنند. بنابراين نتيجه اي كه مي خواهم از اين بخش بگيرم اين است كه درحوزه ارتباطات ديني كاركرد سرگرمي هم بسيار مهم است كه شايد در گذشته تاريخ ما كه بيشتر ارتباطات ما، ارتباطات سنتي بوده به اين كاركرد كمتر توجه شده است. حالا ما از راديو و تلويزيون مي توانيم براي جبران اين كمبود استفاده كنيم. درعين حال ما در اسلام زمينه هاي بسيار خوبي داريم كه حتي رسانه هاي سنتي ما هم به اين كاركرد توجه داشته اند. تاريخ گذشتگان و داستان هاي ديني كه در قرآن و روايات وجود دارد مي تواند مايه جذب جوانان شود و مي توان براي اينكه رسانه هاي سنتي هم به اين مهم پرداخته باشند از قالب هاي جديدي مثل نمايش و سرود ومسابقات نيز استفاده كرد. نتيجه اي كه در پايان اين بحث مي خواهم بگيرم اين است كه ما در دوره اي قرار داريم كه بايد به شاخصه هاي ناب فرهنگي خودمان بازگشت داشته باشيم و آنها را تقويت كنيم. اين شاخصه ها را بايد در شاخصه هاي ديني و اسطوره هاي شيعي و به خصوص در حضرت امام حسين عليه السلام جستجو كرد. يكي از حوزه هايي كه مي تواند به ما كمك كند حوزه ارتباطات اعم از سنتي و مدرن است. در دوره اي قرار داريم كه در ايران براي نخستين بار نوعي همگرايي بين رسانه هاي سنتي و مدرن پيش آمده است. ما بايد از فرصتي كه پيش آمده است كمال استفاده را بكنيم. بايستي يك نوع تقسيم كار صحيح بين رسانه هاي جديد و رسانه هاي سنتي كه قرن ها وظيفه انتقال معارف ديني را بر عهده داشته اند به وجود بياوريم؛ البته بدون اينكه هيچ كدام را از صحنة ارتباطات ديني حذف كنيم. ما بايد محدوديتهاي اين دو نوع رسانه را بشناسيم و بر قابليت هايشان تأييد كنيم. در شرايط امروز فرهنگ و ارتباطات ديني در ايران بايد مزيت هاي نسبي ارتباطات سنتي ديني را در كاركردهاي آموزشي و ارشادي آنها جستجو كنيم و كاركرد سرگرمي و اطلاع رساني ديني را از مزاياي وسايل ارتباط جمعي جديد بدانيم. همچنين بايد كاركرد آموزشي راديو وتلويزيون در حوزه آموزش هاي ديني به عنوان يك كاركرد مكمل حوزه ارتباطات سنتي مورد توجه قرار بگيرد و با يك سياست گذاري و برنامه ريزي دقيق و صحيح، اهداف فرهنگي مورد نظر مقام معظم رهبري به خصوص در زمينه عزت و افتخار حسيني در حوزه ارتباطات را انشاءالله محقق نماييم.
|
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
|
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی یادگیری > روان شناسی تربیتی |
(cached) |
روان شناسی کودک (Child Psychology)
نگاه اجمالی
بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت (Personality) فرد پایهریزی شده و شکل میگیرد. امروزه این حقیقت انکارناپذیر به اثبات رسیده است که کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی ، عاطفی ، شخصیتی و هوشی را دربر گیرد. این ابعاد عوامل تعیین کننده و اساسی یک انسان هستند که از دوران کودکی پایهگذاری و شکل میگیرند.
اهمیت روان شناسی کودک
روان شناسی کودک اهمیت خود را از کودک میگیرد، چرا که دوران کودکی انسان اهمیت فوقالعادهای دارد. شاید نگاهی به دوران کودکی انسان و توانائیهای نوزاد انسان در مقایسه با سایر موجودات اهمیت این دوران را آشکارتر سازد. نوزاد انسان در میان سایر موجودات عالم طولانیترین زمان را نیاز دارد که قابلیتها و توانائیهای خود را پرورش و آشکار سازد. در واقع انسان حدود 18 سال اول زندگی خود را در حال رشد و تکامل در ابعاد مختلف است و این زمان طولانی و با اهمیتی در زندگی انسان است.
از طرف دیگر ، نوزاد انسان با کمترین تواناییها و امکانات (نظیر بازتابها) به دنیا میآید و به مراقبت زیاد و شدیدی نسبت به سایر موجودات نیاز دارد (برای مثال در نظر بگیرید که چگونه گوساله گاو پس از به دنیا آمدن روی پای خود میایستد، ولی نوزاد انسان حتی نمیتواند سر خود را راست نگه دارد). ابن مراقبت توسط پدر و مادر در وهله اول و توسط اطرافیان و جامعه در وهله دوم اعمال میشود، ولی این مراقبت بدون آگاهی ، دانش و آموزش شیوههای فرزندپروری صحیح امکان ندارد و اهمیت روان شناسی کودک نیز از این دو موضوع (زمان طولانی رشد کودکی و شیوههای صحیح فرزندپروری) ناشی میشود.
اهداف روان شناسی کودک
روان شناسی کودک به عنوان یکی از زیرمجموعههای «روان شناسی رشد» با هدف نگاه دقیق و علمی به کودک و نیازهای او و یافتن شیوههای صحیح پرورشی و آموزشی کودک از اولین سالهای تاسیس روان شناسی علمی مورد توجه بوده است. (البته موضوع کودک و مسائل مربوط به او همیشه مورد توجه بوده است). در طول این سالها روان شناسان زیادی نظیر ژان پیاژه (Jean Piaget) ، استانلی هال (Stanley Hall) به مطالعه و تحقیق در مورد جنبههای مختلف رشد کودک پرداختهاند.
موضوعات مورد مطالعه در روان شناسی کودک
مطالعه در مورد جنبههای مختلف رشد کودک
رشد یک فرایند چند بعدی است. این رشد شامل رشد جسمی ، رشد زبانی ، رشد عاطفی ، رشد شناختی (Cognitive Development) ، رشد اجتماعی ، رشد اخلاقی و رشد شخصیتی است و توجه به مطالعه در مورد تمام این جنبهها یکی از اهداف روان شناسی رشد است. اهمیت این توجه به تمام ابعاد رشدی باعث آگاهی و شناختی متعادل و چندبعدی در مورد کودک میشود و والدین و سایر افراد مرتبط با کودک را در درک و رفتار صحیح با کودک یاری مینماید.
مطالعه در مورد نیازهای کودک در سنین مختلف
کودکان دارای نیازهای (Needs) متعددی هستند و در سنین مختلف یکی یا چند مورد از این نیازها در مقایسه با سایر نیاز در اولویت میباشد. برای مثال ، در مرحله نوزادی (صفر تا دو سالگی) نیازهای جسمانی در اولویت قرار دارد. در حالیکه در دوران نوجوانی (سنین بعد از 12 سالگی) نیاز به استقلال فردی در اولویت میباشد.
مطالعه در مورد شیوههای صحیح فرزندپروری
شیوههای صحیح فرزندپروری ، نحوه تعامل و روابط مناسب با فرزندان از مهمترین موضوعات برای روان شناسان کودک میباشد. بیشتر پدر و مادرها فرزندپروری را کاری ساده تلقی میکنند و بر این باور هستند که هر کسی میتواند از عهده این امر برآید. (البته این دیدگاه بیشتر در والدین بدون فرزند دیده میشود) اما فرزندپروری نیاز به آگاهی و آشنایی با نحوه عملکرد و اصول آن دارد و تحقیقات حوزه روان شناسی کودک اصول و روشهای متعددی را متناسب با سنین مختلف یافته است.
مطالعه در مورد مقابله با برخی مشکلات رفتاری _ روانی دوران کودکی
کودکان نیز همچون بزرگسالان دچار آشفتگیهای روانی _ رفتاری میشوند و این مسئله باعث تحقیقات و مطالعات دامنهداری در زمینه انواع این آشفتگیها و تفاوت آنها با آشفتگیهای رفتاری _ روانی بزرگسالان و همچنین شیوههای درمانی این آشفتگیها شده است. برخی ار این مشکلات و آشفتگیهای رفتاری _ روانی کودکان عبارتند از: اتیسم (Otism) ، اختلالات یادگیری ، اختلالات توجه ، اختلالات دفعی ، ناخن جویدن و ... .
مباحث مرتبط با عنوان
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
|
|
|
|
|
|
|
کودک، بازی و آموزش | ||||
|
قیمت: 6000 ریال | ||||
|
| |||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| ||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |||
|
|
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
طعم عسل با بوي باروت - برگ ششم
دانستيم كه معرفتي از اين خاك دارد . خيلي خوب مي داند چه شيرمردان با معرفتي در اين خاك جنگيده اند ، شهيد شده اند و اين خاك را معطر به خون خود كرده اند . نماز ظهر را زير گنبد زرين مصلاي طلائيه خوانديم و بعد هم در پهنه دشت پراكنده شديم تا قدري بيشتر ، خاك و خلوت را دريابيم ، مرز و بندگي و شهادت را ... . دو ساعتي بيشتر فرصت تنفس در اين ديار نبود . در بلندي " سه راه شهادت " هم ضمن استفاده از صحبت هاي آموزنده و اخلاقي آقاي عباسي ، زيارت عاشورايي دلپذير خوانديم ؛ آن هم زير تابش ملايم آفتاب و وزش نسيم خوش آخر زمستاني ؛ زيارت عاشورايي به ياد ماندني در هواي پرچم هاي زيباي سبز و سرخ " يا حسين ( ع) " و " يا اباالفضل العباس ( ع ) " كه در جاي جاي دشت ، در اهتزاز بود . هر كسي را در كاري مي ديدم . عده اي را دور و بر سنگر و خاكريزها ، يكي را داخل سنگري ديدم آرام گرفته ، عده اي روايت راوي را گوش مي كردند ، عده اي عكس مي گرفتند ، برخي را در خلوت و تامل وگرچه روان مي ديدم ، بعضي هم به مناجات و ذكرو نماز مشغول بودند و ... . ناهار را هم روي موكت و در كنار اتوبوس هايمان خورديم . كمي آن سو تر هم مرز ايران و عراق ، قابل مشاهده بود . قبل از حركت هم ، بچه ها عكس هاي يادگاري دسته جمعي گرفتند تا كاروان راهيان نور ما در يك لحظه به ثبت برسد .
اينجا نقطه وداع ما بود . ..
پيش از غروب آفتاب به اهواز رسيديم . نماز را در مسجدي در كنار راه آهن گزارديم و شام را هم در رستوراني در همان نزديكي ( شمشيري ! ) خورديم و سوار قطار شديم . فرق بازگشت ما با قطار ، در اين بود كه مناظر زيباي طبيعت بهاري ايلام و اراك و ديگر مناطق مركزي كشور را كه در مرتبه رفت ( به سبب حركت قطار در شب ) از دست داده بوديم ، اين بار مي توانستيم ببينيم و لذت ببريم .
و اين هم تصويري اجمالي و گذرا از جنوب قهرمان اين سرزمين :
چراي گوسفندان و گاوميش ها ، كندوهاي عسل ، سياه چادرهاي مزين به پارچه هاي عزاي سالار شهيدان ، مراتع سرسبز و كشتزارهاي به ثمر نشسته ، كشاورزان و دامداران مشغول به كار ، بچه هاي سوخته پوستي كه شيطنت و بازي مي كنند ، حصير و خرما ، هور ، نيزار ، مرغان دريايي ف سنگر ، آرپيچي ، تانك ، خشكي هاي عطشناك ، رمل ، نفربر ، سيم خاردار ، موانع خورشيدي ، سلاح هايي كه احتمالا نامشان را هم نمي داني ، راه آهن ، خط لوله ، مشعل پالايشگاه ، يادمان شهدا ، يادمان ها و قبه هاي آسماني شهيدان و ...
طعم عسل با بوي باروت - برگ پنجم
شنبه 25/12/1386
نماز صبح در حسينيه ثارالله اردوگاه ، با وجود بچه هاي باصفاي زائر ، بسيار شيرين بود .
حدود 9 صبح شنبه به اروندكنار رفتيم . ابتدا وضو ساختيم تا در فضايي كه متبرك به خون شهيدان است و قداستي خاص دارد ، با نور وارد شويم . اين فضا ، بخش بازسازي شده اي از جبهه در نزديكي اروندرود بود . غير از صداي موشك و بالگرد و تير و خمپاره و امثالهم ، صداي صميمي " راوي فتح " شهيد مرتضي آويني هم از بلندگو مي آمد ؛ بزرگمرد هنرمندي كه بعدها به خيل شهيدان عاشق پيوست . در كنار اروند هم كه كمتر از صد متر با اين محوطه فاصله داشت ، پاي صحبت هاي سردار سياف از طراحان عمليات پيروزمندانه و غرورآفرين والفجر 8 نشستيم و ريز مسائل را شنيديم . پيش از او كه رئيس قرارگاه كربلا بوده است ، امير دربندي ، فرمانده نيروي زميني ارتش صحبت مي كرد . اروند را نديده بودم . فكر نمي كردم اين قدر گل و لاي داشته باشد ؛ هر چند شنيده بودم خيلي خروشان است و شنا كردن در آن دشوار و حتي غيرممكن است . مي گفتند 35 دقيقه پيش تر ، با گذر از بارگاه ملكوتي سيدالشهدا حضرت امام حسين ( ع ) متبرك شده است . اروند خروشان ، بوي كربلاي عطشناك خشك را دارد .
آن سوي اروند هم ، شهر فاو عراق ، مسجد و لنج ها و كشتي ها و اسكله اش قابل رويت بود .
در چند قدمي ساحل اروند ، مزار تعدادي شهيد گمنام غواص را همچون نگيني مي ديديم كه زائران شهيدان ، آنها را در حلقه زيارت و نجوا گرفته بودند . در ضمن ، تعدادي از اساتيد دانشكده ، در اين منزل به ما ملحق شدند . نماز ظهر را در كنار يادمان همين شهدا گزارديم و براي استراحت و صرف ناهار به اردوگاه " ميثاق با شهدا " برگشتيم . بعدازظهرهم موسس " راديو جنگ " ، ساعتي ميهمان ما بود . او به منابع غني موجود در مورد جنگ اشاره كرد و با توجه به فرموده رهبر انقلاب كه " ما 8 سال جنگ { دفاع } كرديم ولي براي 80 سال حرف داريم " ما را به استفاده از آنها فرا خواند . از يكي دو برنامه معروف آن زمان و سختي هاي كار با امكانات محدودش هم گفت ( خاصه مشكلات ضبط و پخش ) . برنامه " در جبهه چه مي گذرد ؟ " كه 15/7 تا 30/7 هر روز پخش مي شد از جمله برنامه هايي بود كه مردم را در جريان وضع جبهه و روحيات رزمندگان اسلام و ... قرار مي داد .
غير از ايشان ، سردار سياف هم صحبت هايي داشت . اصل حرف او هم مثل ديگران ، اين نكته مهم بود كه الآن هم دشمنان ، نه از تجهيزات ما بلكه از نيروي انساني ما مي ترسند .
پس از پايان صحبت ها ، عازم شلمچه شديم . چيزي به غروب آفتاب نمانده بود كه وارد شلمچه شديم . از شلمچه زياد شنيده بودم . به همين سبب برايم خيلي مهم بود ببينم اينكه رهبر عزيز انقلاب با تاكيدي خاص ، آن را " محل تبرك جستن ملائكه الهي " خوانده است ، از چيست ؟
اينجا كجاست ؟ معركه اي پا گرفته است
گويي زمين ، قيامت كبري گرفته است ...
در نشريه " امتداد " كه در ستاد مركزي راهيان نور تهيه شده است ، آمده بود :
منطقه مرزي شلمچه ، در منتهي اليه غرب خرمشهر قرارگرفته است . يكي از محورهاي هجوم دشمن به خرمشهر در 31 شهريور 1359 شلمچه بود . در عمليات بيت المقدس اگرچه خرمشهر آزاد شد ، ولي با توجه به اهميت نظامي شلمچه ، دشمن به سختي از آن دفاع كرد { بهتر بود مي نوشتند مثل اختاپوس در چنگ خود نگه داشت يا دورش چنبره زد } و آن را در اشغال خود نگه داشت و پس از آن موانع ، استحكامات و رده هاي دفاعي متعددي در اين منطقه ايجاد كرد . رزمندگان اسلام با اجراي عمليات كربلاي 5 در دي ماه 1365 ، اين مواضع را در هم شكستند و شلمچه را آزاد كردند .
در مسير ورود به شلمچه ، تصاويري از شهدا به چشم مي خوردند كه روي هر كدام از آنها ، به دسته ويژه اي از شهدا درود فرستاده بودند . مثلا شهداي غواص ، شهداي بي سيم چي ، شهداي تخريب و ... نزديك تر كه شديم ، نوشته بودند : موزه طبيعي دفاع مقدس ... به مشهد شهدا ، گذرگاه كربلا ( شلمچه ) خوش آمديد .
همين جا بنويسم كه يكي از زيباترين و ارزشمندترين كارهاي بچه هاي خلاق و زحمتكش بسيج ، اين بود كه براي ورود به هر منطقه جنگي ، قطعه صوتي اي مناسب با آن منطقه ، تهيه و تدوين كرده بودند . نتيجه آنكه ما با اطلاع و درك بيشتري از آن منطقه ، در آنجا حضور مي يافتيم . پس از اداي نماز مغرب و عشا در جوار شهيدان گمنام شلمچه ، در تاريكي ابتداي شب ، براي دقايقي از صحبت هاي ساده ، صميمي و بي تكلف آقاي ... بهره مند شديم و همين طور، از تلنگرهاي معنوي برادر عزيزمان آقاي شاكري كه بيدارترمان كرد . شب شهادت امام حسن عسكري ( ع ) بود و آخرين شب حضورمان در جوار شهيدان .
دل كندن از شلمچه ، ساده نبود ؛ خصوصا اگر مجال تاملي بيشتر داده مي شد .
به تعبير سردار بزرگواري كه در هويزه صحبت مي كرد ، درست است كه بهاي گراني را در شهادت اين عزيزان داديم ولي آنها راهكار بزرگي را به ما نشان دادند و آن اينكه ، راه پيروزي بر دشمن ، " عاشورايي جنگيدن در مقابل دشمن " است . عاقلانه انيدشيدن و عاشقانه جنگيدن ، رسم شهيدان ما بوده است ؛ همان طور كه شهيد علم الهدي فرموده بود .
يكي از دوستان ، سنگ قبري عجيب را به من نشان مي دهد . روي آن ، تاريخ تولد صاحبش را 1359 نوشته اند ولي تاريخ شهادت ، 22/7/62 است و اين ، بسيار عجيب مي نمايد . با توضيح دوستم متوجه مي شوم كه اين ، سنگ قبر جوانمرد " حر صفتي " است كه مدت ها به قاچاق كالا مشغول بوده است و وقتي مقابل درخواست شهيد علم الهدي مبني بر عهده دار شدن راه بلدي و شناسايي قرار مي گيرد ، نمي تواند درخواست آن بزرگوار ژرف بين را رد كند . سو ء پيشينه و شهرت ، مانع از بازگشت مصممش نمي شود و نهايتا به سپاه اسلام مي پيوندد . او شهيد صادق بوعذار است كه تاريخ بازگشتش را به عنوان تاريخ تولدش حك كرده اند . سرفراز مردي كه كربلاي هويزه ، آرامگاهش شد .
صحن دشت آزادگان (كربلاي هويزه) ، آرامگاه شهيدان بزرگي است كه جانانه ايستادند و پايمردي شان ، درسي مهم براي تمامي ماست . زير طاق هاي كنار صحن ، بعضي از وسايل به جا مانده از شهدا ، همچون كوله پشتي و قر آن و وصيت نامه و ديگر وسايل شخصي آنها در ويترين هايي نگه داري مي شود .
روي كاشي هاي ورودي ايوان جنوبي ( اصلي ) هم از قول پيامبر اكرم ( ص ) ، هفت خصلت براي شهيدان نگاشته اند ؛ از جمله : آمرزش تمام گناهان با ريختن اولين قطره خون ، ديدن جايگاه خود در بهشت ، استقبال فرشتگان بهشتي با عطرهاي خوشبو و سعي هر يك براي بردن شهيد به عالم بالا و نظر شهيد به وجه الله كه سبب راحتي هر شهيد و پيامبري است .
آن طرف خيابان هم ، حدود 30 شهيد زنده به گور شده خفته اند . سردار مي گفت جدمشان ، فراري دادن يك از خلبان هاي ايراني بوده است كه هواپيمايش سقوط كرده بوده است . درك سخن شهيد علم الهدي ، همواره به من مي تواند نهيب بزند و هشيارم كند كه : " يكي از مهم ترين مسئوليت هايي كه ما انقلابيون مسلمان بر دوش داريم ، درك سخنان امام است " . و من خوب مي دانم كه ما ملزميم فرمايش هاي رهبر فرزانه و دور انديشمان را درك و كاربردي كنيم .
شب در اردوگاه " ميثاق با شهدا " در آبادان ساكن شديم و تا انتهاي اردو همان جا استراحت مي كرديم . غير از ما ، بچه هايي از ديگر مناطق هم حضور داشتند .
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
از دوست خوبم مصطفی
او همين جاست همين جا * نه در خيال مبهم جابلسا * و نه در جزيره خضرا * و نه هيچ كجاي دور از دست *من او را مي بينم هر سال عاشور ا * در مسجد بي سقف آبادي * با برادرانم عزاداري مي كند*او را پشت غروبهاي روستا ديدم * همراه مردان بيدار * مردان مزرعه و كاروقتي كه بالو بردوش *از ابتداي آفتاب برمي گشتند* او را در بورياي محقر مردم ديدم* او را در ميدان شوش در كوره پز خانه ديدم*او را به جاهاي ناشناخته نسبت ندهيم* انصاف نيست* مگر قرار نيست او نقش رنج را از آرنجمان پاك كند* و در سايه استراحت آرامش را بينمان تقسيم كند*وقتي مردم ده ما براي آبياري مزرعه ها*به مرمت نهرهاي قديمي مي رفتند* او كنار تنور داغ با "سيب گل" و "فاطمه "نان مي پزد*براي بچه هاي جبهه*او در جبهه است*با بچه ها فشنگ خالي مي كند و صلوات مي فرستد*او همه جا هست *در اتوبوس كنار مردم مي نشيند*با مردم درد دل مي كند* و هر كس كه وارد اتوبوس شود * از جايش برمي خيزد*و به او تعارف مي كند*و لبخند فروتنش را به همه مي بخشد*او كار مي كند كار؛كار*و عرق پيشانيش را *با منحني مهربان انگشت نشانه پاك مي كند*در روزهاي يخبندان*سرما از درز گيوه پاره اش وارد تنش مي شود * و او به جاي همه ما از سرما مي لرزد*او با ما از سرما مي لرزد*او بيشتر پياده راه مي رود*اتومبيل ندارد*كفشهايش را خودش پينه مي زند*او ساده زندگي مي كند*و ساده ديگر مثل او كسي است كه* هنوز هم* نخلهاي كوفه عظمتش را حفظ كرده اند*و از خانواده شهداست*شبهاي جمعه به بهشت زهرا مي رود*و روي قبر شهدا گلاب مي پاشد*باور كنيد فقيرترين آدم روي زمين*از او ثروتمندتراست*او به جز يك روح معصوم*او به جز يك دل مظلوم هيچ ندارد*و خانه خلاصه او نه شوفاژ دارد نه شومينه*او مثل خيلي ها از گراني از تورم*از كمبود رنج مي برد*او دلش براي انقلاب مي سوزد*و از آدمهاي فرصت طلب بدش مي آيد*و از آدمهاي متظاهر متنفر است*و ما را در شعار "جنگ جنگ تا پيروزي "ياري مي دهد*او خيلي خوب است*او همه جا هست*برادرانم در افغانستان با حضور او ديالكتيك را سر بريدند*و عشق را برگزيدند*او در تشييع جنازه مالكم ايكس شركت كرد*و خطابه اعتراض در سايه مقدس درخت بائوب براي سياهان ايراد كرد*سياهان او را مي شناسند*آخر او وقتي مي بيند آفريقا هنوز حق ندارد به مدرسه برود *دلتنگ مي شود*چندي پيش يك شاخه گل سرخ*بر مزار خالد اسلامبولي كاشت *و گامهاي داغش را *چنان در كوچه هاي يخ زده مصر كوبيد*كه حرارت آن تا دوردست هاي خاورميانه را*متفكر كرد*او خيلي مهربان است*وقتي بابي سندز را خودكشي كردند*او به ديدن مسيح رفت*و ما را با خود تا مرز مهرباني برد*باور كنيد اگر او يك روز *خودش را از ما دريغ كند تاريك مي شويم*در اردوگاه هاي فلسطين حضور دارد*و خيمه ها را مي نگرد*كه انفجار صدها مشت را در خود مخفي كرده اند*خيمه ها او را ياد آب و التهاب مي اندازد*وبلاتكليفي رقيه عليهاالسلام را تداعي مي كنند*خيمه يعني آفتاب را كشتند*خيمه يعني خاك داريم خانه نداريم *خدا كند ما را تنها نگذارد*وگرنه اميدي به گشودن پنجره بعدي نيست*او يعني روشنايي*يعني خوبي*او خيلي خوب است*خوب وصميمي و ساده و مهربان*
من مي گويم تو مي شنوي*
او خيلي مهربان است*
او مثل آسمان است*
او در بوي گل محمدي پنهان است *
( *شعر از مرحوم سلمان هراتی* )
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
گزارشی از اردوی راهيان نور - دانشجوبان دانشکده صدا و سیما ) - اسفندماه 1386
به نام خداوند شاهد بخشاينده
با اين ستاره ها راه را مي شود پيدا كرد .
رهبر فرزانه انقلاب (مدظله العالي )
طعم عسل با بوي باروت - برگ اول
چهارشنبه 22/12/1386
ساعت از 3 بعداز ظهر گذشته بود كه سه اتوبوس از دانشكده به سمت راه آهن راه افتاد : راهيان جنوب قهرمان اين سرزمين ...
پنجشنبه 23/12/1386
آفتاب زده بود كه در ايستگاه راه آهن انديمشك پياده شديم و سوار اتوبوس هايي شديم تا خود را به پادگان "دو كوهه "برسانيم ؛ پادگاني كه مدت هاست افسرده دوري از رزمندگاني با صفاست . پادگاني كه شب و روز ، از مناجات و تمرين رزم جوانمردان ، لبريز غرور بود . اما امروز ما آن راانباشته از ادوات جنگي و خصوصا تانك و نفربرهايي مي بينيم كه از او فسرده ترند . از در و ديوار اين پادگان نظامي – كه در شمال انديمشك واقع است و پادگان اختصاصي لشكر 27 حضرت رسول (ص) بوده است – خاطره هايي لطيف مي بارد اما كو روايت كننده اي كه تمام گفتني هايش را بيان كند ؟
در مسير كوتاهي كه تا دوكوهه است ، با وسواسي خاص ، دنبال اثري از جنگ در اين ديارم . آخر 5 سال پيش تر اينجا را آن هم شبانه درك كرده ام . جز تصاوير شهيدان و جانبازاني كه آذين شهر جنگ زده است و نيز ميدان ها و خيابان هايي كه از نام و ياد آنها آكنده است ، چيزي نمي شود يافت و من باز هم منتظر مي مانم تا از مناطق عملياتي ديدن كنم . خيلي از بچه ها آمده اند تا " گنجينه تمام نشدني براي آيندگان " را اينجا بيابند و توشه اي از آن برگيرند . بر ديوار پشتي يكي از ساختمان هاي پادگان ، تصاويري بزرگ از سرداراني والامقام نصب كرده اند ؛ بزرگ مرداني كه همين جا نيروها را آماده نبرد با بعثي ها مي كردند : حاج احمد متوسليان و شهيد حاج محمدابراهيم همت اما كدامين تصوير و با چه ابعادي مي تواند عظمت عزم و اخلاص و بندگي ايشان را نشان دهد ؟
ورود ما به دوكوهه ، به منزله بستن احرام براي طواف گرد شهيداني بود كه قلب هايشان "حرم الله" بود و چه نيكو حرم هايي ! و " شهيد حاضر است " به تعبير رهبر عزيزمان " من و تو بايد چشمان را باز كنيم تا حضور او را حس كنيم " .
پس از صرف هليمي خوشمزه و چايي داغ ، بيشترين چيزي كه جلب توجه مي كرد ، عكس هاي يادگاري اي بود كه بچه ها با نانك و نفربرهاي زبان بسته مي گرفتند ! بعد هم وارد حسينيه حاج همت شديم و پاي صحبت هاي شيرين و لطيف سردار عسكري نشستيم . تصاويري از شهيدان بر ديوارهاي داخلي حسينيه نصب شده بود كه رشادت و جوانمردي و پايمردي را فرياد مي زدند و چه مي دانستم كه عطر جاودانگي شان ، مشام نسل هاي بعدي بشر را هم نوازش خواهد كرد . از قول حضرت رسول (ص) بر تابلويي نگاشته اند كه : " در آخرالزمان " شهادت " خوبان امت مرا گلچين مي كند . "
القصه ! در حسينيه ، از خاطره هايي شنيدني ، با بيان شيوا و شيرين سردار عسكري هم برخوردار شديم . او از روزهايي مي گفت كه يك سر زلف خاطره ها به دوكوهه پيوند مي خورد . آرامش داخل حسينيه را گنجشك هاي "بوي بهار شنفته" باجيك جيك هاي شيطنت آميز لاينقطع ، روي سرهايشان گذاشته بودند . طعم خوب بهار را در روزهايي كه پيش از اين ، با حضور بلبلان هماره در نجوا با معبود سپري مي شده است ، بهتر مي توان احساس كرد . سردار ، كل ماجرايي را كه در يك روز بر يك سرباز در اين پادگان مي گذشت بيان كرد . از صبحگاه ملكوتي پادگان با نيايش مخصوص شهيد گلستاني گفت : " اللهم اجعل صباحنا صباح الابرار و لا تجعل صباحنا صباح الاشرار ... " و از آمادگي بچه ها براي راهپيمايي شبانه و بيش از 20 كيلومتر پياده روي روزانه آنها براي حفظ و تثبيت آمادگي رزم . همچنين دروازه قرآن و اسفند دود كردن در هنگام عمليات .
عصرها هم آزادي و فراغت بچه ها براي انجام امور خودشان بود . در ضمن چند خاطره لطيف و پند آموز هم تعريف كرد ؛ از جمله ماجراي دو معتاد قاچاقچي جنوب تهراني – با مختصات ظاهري و رفتاري كه همه مان كمابيش مي دانيم - كه همچون " اخراجي ها " ته بدبختي و فلاكت بودند اما در همين پادگان انسان ساز ، ميانه شان را با خدا صاف كردند ، آفتاب هدايت بر قلوبشان تابيد و ، عزم جبران مافات كردند و نهايتا هم در عمليات بدر ،به درجه رفيع شهادت رسيدند ؛ آن هم در جمعي 11 نفره از رزمندگان كه توفيق فقط به اين دو رسيد ( سبحان الله ... )
غره مشو كه مركب مردان مرد را
در سنگلاخ باديه ، پي ها بريده اند
نوميد هم مشو كه رندان جرعه نوش
گاهي به يك ترانه ، به منزل رسيده اند
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
گزارشی از اردوی راهيان نور - دانشجوبان دانشکده صدا و سیما ) - اسفندماه 1386
به نام خداوند شاهد بخشاينده
با اين ستاره ها راه را مي شود پيدا كرد .
رهبر فرزانه انقلاب (مدظله العالي )
چهارشنبه 22/12/1386
ساعت از 3 بعداز ظهر گذشته بود كه سه اتوبوس از دانشكده به سمت راه آهن راه افتاد : راهيان جنوب قهرمان اين سرزمين ...
پنجشنبه 23/12/1386
آفتاب زده بود كه در ايستگاه راه آهن انديمشك پياده شديم و سوار اتوبوس هايي شديم تا خود را به پادگان "دو كوهه "برسانيم ؛ پادگاني كه مدت هاست افسرده دوري از رزمندگاني با صفاست . پادگاني كه شب و روز ، از مناجات و تمرين رزم جوانمردان ، لبريز غرور بود . اما امروز ما آن راانباشته از ادوات جنگي و خصوصا تانك و نفربرهايي مي بينيم كه از او فسرده ترند . از در و ديوار اين پادگان نظامي – كه در شمال انديمشك واقع است و پادگان اختصاصي لشكر 27 حضرت رسول (ص) بوده است – خاطره هايي لطيف مي بارد اما كو روايت كننده اي كه تمام گفتني هايش را بيان كند ؟
در مسير كوتاهي كه تا دوكوهه است ، با وسواسي خاص ، دنبال اثري از جنگ در اين ديارم . آخر 5 سال پيش تر اينجا را آن هم شبانه درك كرده ام . جز تصاوير شهيدان و جانبازاني كه آذين شهر جنگ زده است و نيز ميدان ها و خيابان هايي كه از نام و ياد آنها آكنده است ، چيزي نمي شود يافت و من باز هم منتظر مي مانم تا از مناطق عملياتي ديدن كنم . خيلي از بچه ها آمده اند تا " گنجينه تمام نشدني براي آيندگان " را اينجا بيابند و توشه اي از آن برگيرند .
بر ديوار پشتي يكي از ساختمان هاي پادگان ، تصاويري بزرگ از سرداراني والامقام نصب كرده اند ؛ بزرگ مرداني كه همين جا نيروها را آماده نبرد با بعثي ها مي كردند : حاج احمد متوسليان و شهيد حاج محمدابراهيم همت اما كدامين تصوير و با چه ابعادي مي تواند عظمت عزم و اخلاص و بندگي ايشان را نشان دهد ؟
ورود ما به دوكوهه ، به منزله بستن احرام براي طواف گرد شهيداني بود كه قلب هايشان "حرم الله" بود و چه نيكو حرم هايي ! و " شهيد حاضر است " به تعبير رهبر عزيزمان " من و تو بايد چشمان را باز كنيم تا حضور او را حس كنيم " .
پس از صرف هليمي خوشمزه و چايي داغ ، بيشترين چيزي كه جلب توجه مي كرد ، عكس هاي يادگاري اي بود كه بچه ها با نانك و نفربرهاي زبان بسته مي گرفتند ! بعد هم وارد حسينيه حاج همت شديم و پاي صحبت هاي شيرين و لطيف سردار عسكري نشستيم . تصاويري از شهيدان بر ديوارهاي داخلي حسينيه نصب شده بود كه رشادت و جوانمردي و پايمردي را فرياد مي زدند و چه مي دانستم كه عطر جاودانگي شان ، مشام نسل هاي بعدي بشر را هم نوازش خواهد كرد . از قول حضرت رسول (ص) بر تابلويي نگاشته اند كه : " در آخرالزمان " شهادت " خوبان امت مرا گلچين مي كند . "
القصه ! در حسينيه ، از خاطره هايي شنيدني ، با بيان شيوا و شيرين سردار عسكري هم برخوردار شديم . او از روزهايي مي گفت كه يك سر زلف خاطره ها به دوكوهه پيوند مي خورد . آرامش داخل حسينيه را گنجشك هاي "بوي بهار شنفته" باجيك جيك هاي شيطنت آميز لاينقطع ، روي سرهايشان گذاشته بودند . طعم خوب بهار را در روزهايي كه پيش از اين ، با حضور بلبلان هماره در نجوا با معبود سپري مي شده است ، بهتر مي توان احساس كرد . سردار ، كل ماجرايي را كه در يك روز بر يك سرباز در اين پادگان مي گذشت بيان كرد . از صبحگاه ملكوتي پادگان با نيايش مخصوص شهيد گلستاني گفت : " اللهم اجعل صباحنا صباح الابرار و لا تجعل صباحنا صباح الاشرار ... " و از آمادگي بچه ها براي راهپيمايي شبانه و بيش از 20 كيلومتر پياده روي روزانه آنها براي حفظ و تثبيت آمادگي رزم . همچنين دروازه قرآن و اسفند دود كردن در هنگام عمليات .
عصرها هم آزادي و فراغت بچه ها براي انجام امور خودشان بود . در ضمن چند خاطره لطيف و پند آموز هم تعريف كرد ؛ از جمله ماجراي دو معتاد قاچاقچي جنوب تهراني – با مختصات ظاهري و رفتاري كه همه مان كمابيش مي دانيم - كه همچون " اخراجي ها " ته بدبختي و فلاكت بودند اما در همين پادگان انسان ساز ، ميانه شان را با خدا صاف كردند ، آفتاب هدايت بر قلوبشان تابيد و ، عزم جبران مافات كردند و نهايتا هم در عمليات بدر ،به درجه رفيع شهادت رسيدند ؛ آن هم در جمعي 11 نفره از رزمندگان كه توفيق فقط به اين دو رسيد ( سبحان الله ... )
غره مشو كه مركب مردان مرد را
در سنگلاخ باديه ، پي ها بريده اند
نوميد هم مشو كه رندان جرعه نوش
گاهي به يك ترانه ، به منزل رسيده اند
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
حماسه شهداى هويزه
( از برادر عزیزم ، داش محسن)
در آذر 1359 پـس از شـكست بيش از دوگردان از نيروهاى عراقى در جنوب سوسنگرد به وسيله سـربـازان اسـلام ، يـك گـروهـان از بـرادران سـپـاه اهـواز جـهـت حفاظت و پدافند شهر هويزه از سوسنگرد عازم هويزه شدند.
ايـن افـراد پـس از رسـيـدن بـه منطقه و استقرار، عهده دار حفاظت از جنوب تا جنوب غربى شهر هويزه شدند.
نـيـروهاى عراقى در اين منطقه متشكل از واحدهاى تانگ از نوع ((تى ـ 62)) و ((تى ـ 55)) موشك هـاى زمـيـن بـه زمـيـن و امـكـانـات نـظـامى پيشرفته و بيش از 6 هزار نفر پياده بودند ولى همين نيروهاى اندك مدافع شهر از كمترين امكانات دفاعى هم بى بهره بودند.
نـيـروهـاى دشـمن در آغاز هجوم سراسرى خود، ظرف 48 ساعت از محور هويزه تا كرخه پيشروى كـرده و در امـتـداد آن مـسـتـقـر شـده بـودنـد، به طورى كه فاصله آن ها تا هويزه از 10 كيلومتر تجاوز نمى كرد.
تاكتيك نيروهاى دشمن اين بود كه با تصرف سوسنگرد، هويزه خود به خود سقوط مى كند در چنين شرايطى 50 تا 60 نفر از برادران سپاه براى جلوگيرى از پيشروى دشمن مسؤ وليت مين گذارى جاده هاى منتهى به جبهه هاى دشمن را به عهده گرفتند زيرا اين جاده ها براى دشمن به مـانـنـد رگ هـاى حـيـاتـى بـراى ادامـه تـجـاوز مـحـسـوب مـى شـد دو هـفـتـه قـبل از آن كه عمليات مدافعان اسلام عليه نيروهاى عراقى در اين منطقه انجام گيرد، بنى صدر دستور تخليه هويزه را از برادران بسيج و پاسدار صادر و دستور داد كه در سوسنگرد مستقر شوند.
اين دستور بنى صدر، با مخالفت جدى برادر سيد محمد حسين علم الهدى و ديگر برادران مواجه شد بعد
از آن كه شهيد بزرگوار علم الهدى با آيت الله خامنه اى تماس گرفت دستور بنى صدر لغو شد و برادران پاسدار در هويزه باقى ماندند.
يـك هـفته بعد تصميم گرفته شد كه از محور هويزه و سوسنگرد حمله انجام گيرد اين عمليات را مـى تـوان نـقطه عطف عمليات منظم برادران ارتش و سپاه دانست . بار ديگر بنى صدر شعار جـدايـى ارتـش از سـپـاه را سر داد و اظهار داشت . سپاه نبايد در اين عمليات شركت كند. برادران بـسـيـجـى و سـپـاه كه در منطقه حضور داشتند و اغلب با منطقه آشنايى داشتند اين ترفند بنى صدر را ضربه شديدى بر پيكر عمليات مى دانستند.
بـار ديـگـر ايـن مـوضـوع با تلاش برادر علم الهدى و تماس هاى مكرر ايشان با مسؤ ولين در تهران حل شد و قرار شد نيروهاى سپاه به عنوان پياده ارتش در عمليات شركت كنند.
15 دى 1359، روز آغاز عمليات بود براى اين عمليات دو تيپ از لشكر 16 زرهى قزوين و يك تيپ از لشكر 92 زرهى اهواز در نظر گرفته شده بود كه دو گردان از نيروهاى سپاه و عده اى هـم از نـيروهاى جنگهاى نامنظم (شهيد چمران ) ارتش را يارى مى دادند. از جمله اهداف اين عمليات پـاك سازى شمال و جنوب كرخه نور از وجود نيروهاى متجاوز ارتش عراق و آزادسازى پادگان حميد و منطقه جفير بود نتايج عمليات در اين روز موفقيت آميز بود. اما هنوز عقبه هاى اصلى دشمن در پـادگـان حـمـيـد و سـه راهـى جفير آسيب نديده بود، رزمندگان اسلام پس از تصرف مرزهاى كـرخـه و حـاج بـدر، قـصـه پـيـشروى به سوى پادگان حميد را داشتند بنا به دلايلى ، مانند نرسيدن مهمات ، قرار بر اين شد كه ادامه عمليات در 16 دى ماه انجام گردد.
16 دى مـاه 1359، بـرادران سـپـاه در جـلو تـانگ هاى ارتش مستقر شده و منتظر دريافت رمز حمله بـودنـد كـه ناگهان متوجه حركاتى از سوى جبهه دشمن شدند. رفت و آمد تانگ هاى دشمن زياد شـد و پـس از آن هـواپـيـمـاهـاى دشـمـن در آسمان ظاهر و تلاش كردند تا جبهه نيروهاى اسلام را بـمـبـاران كـنـنـد. از طـرف ديـگر نيروهاى اسلام زير آتش توپخانه ، كاتيوشا و خمپاره قرار گرفتند.
از آنـجـايـى كه عراقى ها شناخت دقيقى از منطقه داشتند، گلوله باران دشمن موجب شهادت عده اى اى رزمـنـدگـان اسـلام گـرديـد. لشـكـر 9 مـكانيزه ارتش عراق دست به عمليات زده بود و چون نـيـروهـاى ، انـتـظـار ايـن حـمـله را نـداشـتـنـد فـرمـانـدهـان دسـتـور عـقـب نـشـيـنـى بـه طـول 500 مـتر را به صورت تاكتيكى صادر كرد. اين دستور باعث شد تانگهاى ما عقب نشينى كنند و عراقى ها با اين تصور كه نيروهاى اسلام شكست خورده فرار كرده اند وارد منطقه شدند.
در ايـن ضـدحـمـله سـنـگـيـن دشمن كه نيروهاى ما مجبور به عقب نشينى شدند بيش از يكصد تن از بـرادران پـاسـدار، جـهـاد دانـشـجـويـان پيرو خط امام از جمله حسين علم الهدى مفقود الاثر و شهيد شـدنـد در پـى ايـن حـادثـه نـيـروهـاى دشـمـن در تـاريـخ 18 دى 1359 هـويـزه را اشـغـال و پـس از آن فـرمانده عراقى (خليل الدورى ) دستورداد تعدادى از مردم بى گناه را دست بـسته در يك گودال قرار داده و به شهادت برسانند سپس با ديناميت و بلدوزر شهر را نابود كردند.
1800 واحـد مـسـكـونـى و تـجـارى و سـه مـسـجـد و دو حـسـيـنـيه تخريب و شهر به تپه اى خاك مبدل گشت .
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
از داش محسن عزیز - شاعرش را نمی دانم کیست
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد
در آستانه دریا گرفت بوی حرم
گذاشت صورت خود را به صورت یک در
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم
تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید
و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم
در آن طرف پدری که خمیده . با گریه
گره زده پسرش را به آبروی حرم
چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست
چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم
در ازدحام توسل ز چشم من گم شد
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم
شکست بین نماز زیارت آقا
شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم
***
شفا گرفته مریضی زدند نقاره.....
صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم
***
گذاشت دست به سینه عقب عقب برگشت ،
رسید تا فلکه آب و ... روبروی حرم
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
|
|
|
|
فهرست مطالب |
|
سخن نخست |
|
گفتگو: كودك، تلويزيون و خشونت |
|
نقش تلويزيون درشكل گيري و تقويت مفاهيم مذهبي و اخلاقي كودكان دوره ابتدايي |
|
كودكان چگونه تحت تاثير تلويزيون قرار ميگيرند؟ |
|
بررسي آثار تماشاي برنامه هاي خشونتآميز تلويزيون بر رفتار پرخاشگرانه كودكان |
|
اثرات رفتاري تلويزيون بركودكان و نوجوانان |
|
تلويزيون براي خردسالان - ژاپن |
|
تلويزيون و مطالعه در زندگي كودكان |
|
تحليل محتواي آگهيهاي تجاري تلويزيوني ويژه كودكان |
|
اثرات تلويزيون بر رشد كودكان |
|
تعهد يونيسف نسبت به حقوق كودك و رسانه ها |
|
استفاده بهينه از تلويزيون |
|
كودكان و تاثيرات زيانبار رسانه ها (اهميت قرارداد سازمان ملل متحد) |
|
كودكان چراغ جادويي و غولهاي معجزهگر |
|
آيا تماشاي تلويزيون موجب افزايش پرخاشگري كودكان ميشود؟ بله |
|
آيا تماشاي تلويزيون موجب افزايش پرخاشگري كودكان ميشود؟ خير |
|
كودكان و نوجوانان و مجموعه هاي برنامه كودك و نوجوان |
|
كودكان و رسانه ها |
|
تلويزيون و ترس كودكان |
|
دومين اجلاس جهاني تلويزيون براي كودكان |
8/99درصد از پاسخگويان به نحوي در فصل زمستان تلويزيون تماشا كرده اند. کودکان به طور متوسط 5 ساعت و 18 دقيقه تلويزيون تماشا كرده اند. برنامههاي «عمو پورنگ» (94درصد)، «رنگين كمان» (91درصد)، «تماشاخانه» (88درصد)، «دوستان فيتيلهاي» (87درصد)، «باغ شادونه» (81درصد)، «آقاجون سليمون» (79درصد) و «توپولوها» (76درصد) بيشتر از ساير برنامههاي كودك در فصل تابستان بيننده داشتهاند. بينندگان كودك، سريالهاي «بزنگاه» (40درصد)، «مأمور بدرقه» (27درصد)، «روز حسرت» (21درصد)، «ترانه مادري» (15درصد) و «سه در چهار» (13درصد) را در مقايسه با ساير برنامههاي گروه بزرگسالان به عنوان بهترين برنامة تلويزيون (به جز برنامههاي كودك و نوجوان) در فصل تابستان نام بردهاند. 12 درصد از نوجوانان درفصل تابستان شنونده برنامه هاي راديو بوده اند.
http://rcirib.ir/koodak/ejra_preview.aspx?id=95
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
African Media, African Children |
نام کتاب | ||||||||
|
2008 |
سال انتشار | ||||||||
|
243 |
تعداد صفحات | ||||||||
|
|
ناشر | ||||||||
|
|
كليد واژه | ||||||||
|
|
| ||||||||
|
|
نویسندگان | ||||||||
|
| |||||||||
|
|
| ||||||||
|
|
| ||||||||
|
|
فهرست مطالب | ||||||||
| |||||||||
|
Empowerment Through Media Education. An Intercultural Dialogue |
نام کتاب | ||||||||
|
2008 |
سال انتشار | ||||||||
|
272 |
تعداد صفحات | ||||||||
|
|
ناشر | ||||||||
|
|
كليد واژه | ||||||||
|
|
| ||||||||
|
|
نویسندگان | ||||||||
|
| |||||||||
|
|
| ||||||||
|
|
| ||||||||
|
|
فهرست مطالب | ||||||||
| |||||||||
تصویب شده ها :
| |
|
اهداف گروه سنجش برنامههای کودک و نوجوان: (Mission) |
| |
|
|
|
|
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
از مرکز تحقيقات سازمان صداوسيما
|
مرکز تحقيقات سازمان صداوسيما،بزرگترین عنوان پژوهش : |
رويکردي روان شناختي بر ضرورت طبقه بندي ادبيات کودکان و نوجوانان |
|
موضوع : |
ادبيات کودکان |
|
نوع سند : |
غيره |
|
شماره گزارش : |
90 |
|
نويسنده : |
محمدرضا رضايي بايندر-اصغر شعاع |
|
مترجم : |
|
|
ناشر : |
واحد تدوين و تنظيم سياست ها |
|
نام مرکز : |
مرکز تحقيقات صدا و سيما |
|
سال انتشار : |
1374 |
|
نوبت انتشار : |
اول |
|
تعداد صفحات : |
47 |
|
زبان : |
فارسي |
|
"متن چکيده" رويکردي روان شناختي بر ضرورت طبقه بندي ادبيات کودکان و نوجوانان |
|
عنوان پژوهش : |
بررسي ميزان استفاده کودکان و نوجوانان از رسانهها |
|
موضوع : |
نظرسنجيهاي کودک و نوجوان |
|
نوع سند : |
نظرسنجي |
|
شماره گزارش : |
69 |
|
نويسنده : |
خضريان، عاطفه |
|
مترجم : |
|
|
ناشر : |
اداره کل پژوهشهاي اجتماعي و سنجش برنامهاي، گروه سنجش برنامههاي کودک و نوجوان |
|
نام مرکز : |
مرکز تحقيقات صدا و سيما |
|
سال انتشار : |
1385 |
|
نوبت انتشار : |
|
|
تعداد صفحات : |
5،81 |
|
زبان : |
|
|
"متن چکيده" به منظور دستيابي به ميزان دسترسي و ميزان استفادة کودکان و نوجوانان از رسانهها، به روش پيمايشي از 781 نفر از کودکان و نوجوانان 10 تا 17 ساله ساکن تهران که به شيوة نمونهگيري سه مرحلهاي انتخاب شدهاند، در تاريخ 17/3/1385 مصاحبه حضوري به عمل آمد. تحليل دادهها، توصيفي و برمبناي آزمونهاي خيدو، ويکرامر و... بوده است. يافتهها عبارتند از: |
| ||
|
عنوان پژوهش : |
اقدامات انجام شده جهت راهاندازي دفتر اطلاعات و تحقيقات تاثيرات رسانهاي بر کودکان و نوجوانان | ||
|
موضوع : |
پژوهشهاي ارتباطات و رسانه | ||
|
نوع سند : |
| ||
|
شماره گزارش : |
147 | ||
|
نويسنده : |
گروه سنجش برنامههاي کودک و نوجوان، عصام، معصومه، محيط مافي، لعبت | ||
|
مترجم : |
| ||
|
ناشر : |
اداره کل پژوهشهاي اجتماعي و سنجش برنامهاي، گروه سنجش برنامههاي کودک و نوجوان | ||
|
نام مرکز : |
مرکز تحقيقات صدا و سيما | ||
|
سال انتشار : |
1385 | ||
|
نوبت انتشار : |
| ||
|
تعداد صفحات : |
73 | ||
|
زبان : |
| ||
|
"متن چکيده" پژوهش حاضر با هدف شرح اقدامات انجام شده جهت راهاندازي دفتر اطلاعات و تحقيقات تاثيرات رسانهاي بر کودکان و نوجوانان انجام شده است. در پژوهش حاضر، عناوين برخي از تحقيقات انجام شده در کشورهاي ديگر در حوزه کودک و رسانه، اسامي، آدرس وب سايت يا پست الکترونيکي و شرح کوتاهي از اهداف و وظايف برخي از سايتها و موسسات فعال در حوزه کودک و رسانه و شرح مختصري از پاياننامههاي انجام شده در برخي دانشگاههاي سطح شهر تهران درباره کودک، نوجوان و رسانه از سال 75 تا پايان سال 84 آمده است. |
|
عنوان پژوهش : |
نظرسنجي از کودکان و نوجوانان تهراني درباره برنامههاي صداوسيما در فصل بهار 86 |
|
موضوع : |
نظرسنجيهاي کودک و نوجوان |
|
نوع سند : |
|
|
شماره گزارش : |
33 |
|
نويسنده : |
صالحي، زيبا، همکار پورنوروز، منيژه |
|
مترجم : |
|
|
ناشر : |
اداره کل پژوهشهاي اجتماعي و سنجش برنامهاي، گروه سنجش برنامههاي کودک و نوجوان |
|
نام مرکز : |
مرکز تحقيقات صدا و سيما |
|
سال انتشار : |
1386 |
|
نوبت انتشار : |
|
|
تعداد صفحات : |
4،60 |
|
زبان : |
|
|
"متن چکيده" به منظور سنجش ميزان مخاطبان و ميزان رضايت آنها از برنامههاي صداوسيما در فصل بهار 86، به روش پيمايشي از 873 نفر از کودکان و نوجوانان 7 تا 17 ساله ساکن شهر تهران که به شيوة نمونهگيري سهمرحلهاي انتخاب شدهاند، در تاريخ 6/4/86 مصاحبه حضوري به عمل آمد. يافتهها عبارتند از: |
شنبه نوزدهم بهمن 1387
به نام خالق شهیدان
سکه جنگ ، دو رو داشت : ایران و عراق . یک طرف ، ما که حتی برای خرید سیم خاردار هم مشکل داشتیم و سوی دیگر ، لشکری که حتی ممکن بود تا یکی دو سال دیگر ، به سلاح اتمی هم مجهز شود . این نابرابری گویی سیرت نظم نوین جهانی بوده و هست ؛ مثل این هیاهویی که این روزها بر سر خواست ملی ایرانیان به راه انداخته اند و به چیزی جز تعطیلی همه تلاش هایمان راضی نمی شوند . با این همه حمایت از دشمن ، ما گریزی نداشته و نداریم که روی پای خودمان بایستیم . ...
جنگ ، دو رو داشت : مردمانی راست قامت ، با دستانی خالی و اندیشه هایی آسمانی و در مقابل ، هیبتی غول آسا از هیولای کاپیتالیسم و سوسیالیسم ، مجهز به همه آلات و ادوات .
جنگ ، دو رو داشت : ... ما ایستادیم روی شانه های یکدیگر ؛ تنها راهی که همیشه داریم . از کتاب خواندنی " بعضی قسمت ها پاک شده اند " ، ص 2
جنگ ایران و عراق ، یکی از پیچیده ترین جنگ های جهان و منطقه است و ما اکنون در شرایطی قرار گرفته ایم که لحظه به لحظه و ساعت به ساعت ، اسرار و رازهای ناگفته ای از این جنگ منتشر می شود که گاهی ما خبردار می شویم و گاهی ... بخشی از حقیقت ما ، جنگ ماست و بخش دیگر آن ، دست 36 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند .
" بعضی قسمت ها پاک شده اند " ، ص 39
تعدادی از این دولت ها :
آمریکا با کمک های اطلاعاتی ، سیاسی و نظامی ، استعمار پیر انگلیس با کمک های اطلاعاتی و جاسوسی ، شوروی با فروش فراوان سلاح به صدام ، فرانسه با تجهیز زرادخانه های صدام ، شیلی با فروش بمب های خوشه ای ، آلمان ( از میزبانان اصلی منافقین ) با ساخت بزرگترین کارخانه تولید سلاح های میکربی و شیمیایی ، اردن ، عربستان ، سودان ، یمن ، مصر ، مراکش ، کویت و دو کشور عربی دیگر با اعزام نیرو و کمک مالی و فنی به صدام ، اتریش ، اسپانیا .
جیمز بیل ، تبعه آمریکا از کارشناسان مرکز مطالعات بین المللی کالج ویلیام و مری است که حوزه تخصصی اش ، مطالعات خاورمیانه ای است . آنچه در پی می آید ، بخشی از مقاله اوست که سال 1367 برای کنفرانس بین المللی تجاوز و دفاع ارائه شده است :
نیروهای رزمنده ایران وظایف خود را با آنجنان تعهد و دلبستگی ای انجام می دهند که بسیاری از امکانات تکنیکی و تجهیزاتی عراق را خنثی می کند . در مبارزه برای دفاع از کشور ، مذهب ، رهبر و انقلاب خود ، مردم ایران ، کرارا تمایل خود را به آخرین حد ایثار ؛ یعنی پذیرش مرگ در صورت لزوم ، نشان داده است . در این مفهوم فرهنگی ، قدرت گذشتن از جان خود ، گاهی اوقات می تواند تواناتر از قدرت کشتن باشد . به بیان جناب آقای ( آیت الله ) سید علی خامنه ای در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر 1987 ، این همان مکتب " پیروزی خون بر شمشیر " است . ... امام حسین و پیروان او ، با شهادت به یک پیروزی عمده و جاودانی دست یافتند که از جهاد فراتر می رفت . آنها با فدا کردن خود ، بی عدالتی ها ، بدی ها و تجاوزات دشمنی را که از لحاظ نظامی برتر بود ، آشکار کردند . آنها با پذیرش یک شکست دردناک مادی ، نهایتا از طریق عمل افشاگرانه خود ( از طریق استیضاح ) پیروز می شدند . این کاربرد ویژه شهادت ، بدون شک ، الهام بخش افکار و اعمال بسیاری از مردم در جمهوری اسلامی است .
ناظران غربی نتوانسته اند وفاداری ایرانیان به آرمان خود را درک کنند ؛ زیرا آنها معمولا از فرهنگ سیاسی و مذهبی اسلام شیعی بی خبرند . امری که در واقع سرسپردگی کامل و میل به ایثار برای جامعه است ، در غرب ، به عنوان " رفتار غیر منطقی " یا " تعصب گرایی " قلمداد می شود . ... " بعضی قسمت ها پاک شده اند " ، صص 76 و 78 .
