چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386
فرزانگان چنین گفتند :
که گوش هوش به مرغان هرزه گو داری ؟!
چهارشنبه دهم مرداد 1386
مروری بر اشعار (18)
کدورت را به سان دود بر آیینه می کردند
چه زشتی ها خدای من ! درون سینه می کردند
اگر چه گلشنی زیباست از الطاف بر سینه
ولیکن سینه ها را خشکسال از کینه می کردند
آشنای سبزواری ـ اول خردادماه ۸۵
سه شنبه نهم مرداد 1386
مروری بر اشعار (17)

حربه شيطان شكسته است
تيغ ستم
بمب غضب
مكر فشل
فخر و غرور دسته ديوان شكسته است
قانا بخند !
حريتي به سبزي برگ درخت ها
آرامشي شكوهمند مثال هواي كوه
آرام و نرم چونان پرنيان برف؛
صبحي سپيد را بنگر مي رسد فرا !
قانا ببين ! بخند ...! ببين با تمام شور!
يكباره " فتح" را كه چه سان مثل شمس صبح
از مشرق" جهاد" دليران طلوع كرد
ابليس خوار را به زباني سزا بكوب :
"ديگر نمي توان اميد به قوم كثيف داشت
ديگر به سامري نتوان حيله راست كرد
افسونتان دگر به گوش هم نمي رسد
مردان مرد ؛ حزب خداي " قاصم جابر" شكست داد
بدسيرتان عرصه تزوير و زور را "
تاريخ تكميل :جمعه 14/7/85 _ آشناي سبزواري
سه شنبه نهم مرداد 1386
از نمره بیست صد گرفتیم
|
|
|
سه شنبه دوم مرداد 1386
مروری بر اشعار (16)
از جنس خاطرات تو انبوه می شوم
از دوری ات مرارت اندوه می شوم
هر لحظه ای که دست تو بر شانه ام خزید
با کوه مشکلات ، خودم کوه می شوم
۲۳/۱/۸۵ ـ آشنای سبزواری

