شنبه بیست و ششم خرداد 1386
مروری بر اشعار (9)
دست قنوت حضرت زهرا
این ها کی اند مثل ملائک به طاعتند اینجا کجاست بوی مسیحا گرفته است
اینجا کدام معبد عشاق عابد است سرتاسرش چو مریم عذرا گرفته است
اینجا کجاست رنگ زمین رنگ دیگری است رنگ خشوع عالم بالا گرفته است
اینجا سرود ذکر و عبادت چه جان فزاست موج سرود وسعت دریا گرفته است
دست قنوت خسته شد آن دم که دیده بود دست قنوت حضرت زهرا گرفته است

چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
مروری بر اشعار (8)
اثر نرگس مستت اگر افتد در آب
آب آرام به جوش افتد و گرداب شود
شیعیان در یم امید تو قایق رانند
که جز این گر بشود معرکه مرداب شود
از منادی خبر آمد که شکیبا باشید
و از این مژده او شیخ کسل شاب شود
گر نباشید به "امید" خدا چشم به راه
گهر ناب شما هست که نایاب شود
به سر آرید شب حادثه را با امید
تا شب ظلمت و شر همره مهتاب شود
مژده آمدن یار مبارک خبری است
قند این مژده خوش در دلتان آب شود
شنبه پنجم خرداد 1386
مروری بر اشعار (7)
پیش از همه چیز "عشق" را کشتند
انس را
حب را
در مسلخی که آدمیت تیغ پوست خورد
آنجا که عشق زهره فریاد هم نداشت
ایمان میان حلقه قابیلیان به خاک
افتاد و هیچ گاه دگر راست قد نکرد
ایمان شکست
اما به پاست
اما به پاست هنوز هم
در قلب های نازک ایمانیان پاک
از مرد و زن
از طفل کوچه ها
تا پیر خانقاه
ایمان و عشق
این سان به پاست
آشنای سبزواری - آبان ماه ۸۵
