چهارشنبه سی ام فروردین 1385
مصاحبه با دکتر قیصر امین پور(شاعر معاصر)
به هر حال کمتر کسی است که نام شاعر توانای معاصر کشورمان را که هم اکنون به تدریس در
دانشکده ادبیات دانشگاه تهران هم اشتغال دارد نشنیده و شعری از او نخوانده باشد. او را پس از اتمام
مراسم دومین سالگرد بزرگداشت سیدالشعرای مرحوم انقلاب مرحوم سید حسن حسینی در دانشکده
ادبیات دانشگاه تهران دعوت به انجام مصاحبه ای کوتاه کردم و از آنجا که او میانه ای با مصاحبه ندارد
محترمانه عذر خواست و به شرطی قبول کرد که به سوالاتم پاسخ (البته پاسخ های خیلی کوتاه) بدهد که
آن را جز برای رفع تکلیف درس "روزنامه نگاری تخصصی" و آن هم جز به استاد مربوطه ارائه ندهم. آنچه در
ذیل می آید حاصل آن گفتگوی کوتاه است و البته برخی سوالات هم بی جواب مانده است.
ـ اگر بخواهید خودتان را معرفی کنید شاعر معرفی می کنید یا مدرس دانشگاه؟
:
ـاز کی شعر گفته اید؟
: دبیرستان
ـ شنیده ام کتاب جدیدی از شما منتشر شده است .آن را معرفی می کنید؟
: نه ! آخرین کتاب من همان " گل ها همه آفتابگردانند " است که مدت ها قبل منتشر شد.
ـ خودتان را شاعر انقلاب می دانید؟
: چرا نمی دانم ؟ مهم این است که باشم !
ـ به نظر شما یک شاعر متعهد چه شاعری است ؟یعنی چه ویژگی هایی دارد؟
:نمی توانم توضیح بدهم. ممکن است ناقص بگویم و سوء تفاهم شود .
ـآیا آرزو یا آرمانی هست که به آن نرسیده باشید؟
:خیلی !
ـ مثلا؟
: همه آرمان های اجتماعی که برای بشر امروز وجود دارد و به آنها نرسیده ایم. شما رسیده اید؟!
ـ آ یا شاعران هم به همدیگر حسادت می کنند؟
: نه ! اگر واقعی باشند نه ! جهان آن قدر بزرگ هست که فضایی برای جولان دادن همه فراهم باشد و اینها {اسب سواران میدان سخن} حتی همدیگر را هم نبینند.
ـ به نظر شما مرحوم سید حسن حسینی در چه زمینه ای از همه بهتر بود؟
: درک و دریافت ادبیات و تیزهوشی .
ـ خیلی ممنون !
: خدا نگهدار !

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
ادامه گزارش ادبی ( صدای ممتاز )
او با اشاره به شخصیت های " نوشداروی طرح ژنریک " اظهار کرد : ما دو جور شاعر بودن داریم یک جور شاعر بودن در لحظه های سرودن و دوم شاعر بودن در همه لحظات بودن. البته مرحوم حسینی شخصیت تند و تیزی هم داشت. شاعر بودن هم به معنای یک شخص رمانتیک سر به زیر تو سری خور نیست. منظورم این است که او از شاعرانی بود که وقتی شعر می گفت شعر می گفت و وقتی هم که شعر نمی گفت شعر می گفت. همین جور از او شعر و ذوق و هنر چکه می کرد. زیباترین ترجمه های اشعار عربی به گواهی استاد بیدج از او بود. او آن قدر تسلط داشت که با سمیح القاسم در مورد شعر عربی مباحثه می کرد.
دکتر امین پور در پایان غزلی را که تازه سروده و هنوز جایی چاپ نکرده بود به روح آن مرحوم تقدیم کردکه ابیاتی از آن این چنین است :
سنگ ناله می کند رود رود بیقرار
کوه گریه می کند آبشار آبشار
آه سرد می کشد باد باد داغدار
خاک می زند به سر آسمان سوگوار
سرو از کمر خمید لاله واژگون دمید
برگ و بار باغ ریخت سبز سبز در بهار
ذره ذره آب شد التهاب آفتاب
غرق پیچ و تاب شد جستجوی جویبار
بر لبش ترانه آب از گدازه های درد
در دلش غمی مذاب صخره صخره کوهوار
از سلاله سحاب از تبار آفتاب
آتش زبان او ذوالفقار آبدار
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
ادامه گزارش ( صدای ممتاز )
با پايان يافتن صحبت هاي آقاي اميني آقاي شكارسري به جمع بندي صحبتها پرداخت وگفت: آقاي صابري به موضوع نگاه شاعر به جهان پرداخت و من به موضوع شعر او پرداختم و آقاي اميني هم به جهان او از دريچه طنزنگاه كرد.
ضمنا در خلال بحث هاي ميهمانان سخنگوي برنامه دكترامين پور هم كه مي گفتند سر كلاس بوده است حضور يافت . او پس از شعرخواني دو تن ازشاعران جوان روي سكو آمد و ضمن تبريك عيدهاي مبارك {ميلاد پيامبر اكرم (ص) } و اقدام مبارك دانشجويان {برپايي اين مراسم} حضور آنها را براي خود خوشايند و بسيار عزيزخواند.


سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
ادامه گزارش ادبی ( صدای ممتاز )
کم هستند کسانی که مانند دکتر شفیعی کدکنی دکتر امین پور آقای قزوه و آقای صابر امامی که پیوند میان شاعری و دانشگاهی بودن را در سطح بالایی داشته باشند.مرحوم حسینی به پیوند این دو شخصیت توجه کرده است.
بعد از اتمام صحبت های آقای امینی فرصتی فراهم شد تا آقای امامی به تکمیل بخش اول سخنانش بپردازد. او ضمن تاکید دوباره بر اولین ویژگی شاعر شیعی یعنی عمیق دیدن اظهار کرد که در صورتی این ویژگی تکمیل می شود که شاعر شیعی گرفتار حصار دوست باشد و حرف زدنش با حرف زدن دیگران فرق داشته باشد یعنی ممکن است بسیاری از تلخی ها و مشکلات و هجوم های ناجوانمردانه را بر شاخه های بهار انقلابش ببیند ولی غافل از این نیست که در مرز حساسی قرار گرفته است.این درک او باعث می شود که از اینکه همچون دیگر شاعران اعتراض کردن را بهانه و افتخار خود بداند خودداری کند. و این صدای او را از صداهای دیگر ممتاز می کند. او می داند که در چه جهتی است و با چه جهت گیری ای به جریان ها می آشوبد و بدین ترتیب اجازه نخواهد داد که در رنگ های گروهک های جامعه اش جذب و گم شود. شاعر شیعی همیشه تنهاست هم بین از طرف دشمنان و هم پیش دوستان. از طرف دشمنان چون تحت لوای آنها نمی رود و بین دوستان چون به ویروس زر و زور و تزویر آلوده نمی شود و بیماری های دوستان را به صراحت به آنها می گوید. او آنها را جراحی می کند و می دانیم که جراحی دردآور است و ممکن است اعتراضاتی را برانگیزاند. خود مرحوم حسینی در انتهای یکی از اشعارش می گوید : با سنگ ها بگو ! آیینه بی کس است .
آقای شکارسری هم در بخش دوم از صحبت هایش به حضور جدی مرحوم حسینی در شعر انقلاب و صراحت پیشگی اش اشاره کرد .همچنین به ترکیب سازی های خوب او در رباعی ها و دو بیتی هایش اشاره کرد و گفت که البته بعدها توسط خود ایشان و دوستانش این تکنیک تبدیل به یک کلیشه شد به نحوی که صاحبنظران برای نامیدن این کلیشه ها از اصطلاح آسیب شناسانه " جدول ضرب کلمات " استفاده کردند. کم کم به شعری از او می رسیم که دارای تعریف خاصی می شود. شعر سمبلیک پیش از انقلاب و بروز صریح مفاهیم دینی در شعر جای خود را به تاثر دستگاه فکری شاعر از مفاهیم دینی می دهد که مستقیما منعکس نمی شود. در واقع این تکنیک و شگرد است که این مفاهیم را بیان می کند. از جمله این کارها تلفیق اسطوره های کهن و امروز و بازآفرینی مجدد مفاهیم مذهبی است که در اشعار زیادی از دفتر شعر " گنجشک و جبرئیل "دیده می شود. اگر زبان حسینی در شعرهای "همصدا با حلق اسماعیل " کلاسیک است ولی در " گنجشک و جبرئیل " با نوعی از هوشمندی همراه است و فضایی متفاوت به وجود می آورد. او در این مورد زبان آرکائیک را به کار گرفته است.
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
ادامه گزارش( صدای ممتاز )
سپس آقای شکارسری به تفاوت زبان های شاعران در دوره های مختلف تاریخی و اجتماعی اشاره کرد و گفت : قبل از پیروزی انقلاب در اشعار سیاسی اجتماعی و ... قالب های لو رفته ای کاربرد داشت که حتی شاعران سرشناس هم از آنها تقلید می کردند. اما پس از انقلاب شاعران نوع تازه ای از سخن گفتن را انتخاب کردند که طیف گسترده تری از مخاطبان را در بر می گرفت و ماموریت جدیدی هم برای شعر به وجود آمد. شاعران هم خودآگاه یا ناخودآگاه به قالب های کلاسیک نگاه تازه ای کردند و این رجوع دوباره به دلایلی بود از جمله آشنایی بیشتری که مخاطبان عام با آن قالب ها و بیان ها داشتند. در این میان اشعار مرحوم حسینی وظیفه صراحت و تحریک و تحریص کنندگی رزمندگان به جنگ را به عهده داشتند و در همین زمان مثلا اشعار دکتر قیصر امین پور ( با همان موضوعات ) چنین صراحتی را نداشت. شعر استاد حسینی با روند اجتماع گرا و سیاسی گرا از پیش از انقلاب شروع شد و به سمبل سازی بیشتر در پس از انقلاب و دفاع مقدس همراه بود و یک صراحت معنی را در پیش گرفته بود.
بعد هم آقای امینی صحبت های خود را در مورد طنز در آثار مرحوم سید حسن حسینی آغاز کرد. او از طنز پنهان حسینی سخن گفت. خصوصا گفت که "نوشداروی طرح ژنریک" که از آثار اوست در لابلای آثار دیگرش پنهان مانده است . حتی خود مرحوم با تواضع خاصی از آنها با نام "شعرک"یاد می کرد و می گفت که در آنها دوغ و دوشاب به هم آمیخته است . در روزگار ما هدف اصلی طنز مبارزه با فریب بوده است . فریب و نمایشی که از قدرت سیاسی تا مردم عامه همگی از آن استفاده می کنند. رسانه هم به اقتضای تسلطی که بر ذهنیت ما دارد کارش نمایش دادن است و هر چه که در اکران رسانه ها نیاید گویی اصلا وجود خارجی ندارد .
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
گزارش بزرگداشت سیدالشعرای انقلاب اسلامی مرحوم سید حسن حسینی ( صدای ممتاز )
مراسم بزرگداشت دومین سالگرد درگذشت سیدالشعرای انقلاب اسلامی استاد مرحوم سید حسن حسینی با تاخیری نزدیک به نیم ساعت آغاز شد . پس از قرائت آیاتی از مصحف شریف مجری برنامه که خود یکی از شاعران جوان کشور است ضمن قرائت غزلی دلپذیر یاد مرحوم حسینی را گرامی داشت و از او به عنوان شاعر و منتقد و به تعبیری دیگر "راز رشید شعر شیعی" یاد کرد. او بر این نکته تاکید کرد که در حوزه شعر به ندرت با شاعران فعالی مواجه می شویم که از سوی جریان ها و نحله های دیگر تایید شوند و مرحوم حسینی از این گونه افراد بود .به طوری که در هر محفلی که از او نام برده ام جمعی با گرایش های مختلف فکری از او همواره با احترام یاد کرده اند و آثارش را ژرف و عمیق و توانگر دانسته اند.
سپس مجری جلسه میهمانان برنامه را این گونه معرفی کرد : دکتر صابر امامی شاعر و منتقد جوان کشور حمیدرضا شکارسری و اسماعیل امینی شاعر و منتقد جوان کشور .هر سه میهمان بالای سکو آمدند و پس از استقرار دکتر صابری اظهار کرد که چون موضوع صحبت مشخص نیست بخشی از مقاله ای را که پیش تر نوشته ام ارائه می کنم صابری افزود : در سرزمینی که ملتی برای هدفی به پا خاسته و گل هایی را تقدیثم هدف کرده است یک شاعر انقلابی شاعری است که خوب ببیند و شاهدی تیزبین باشد. اگر با چشمانی بیدار جریانات جامعه خود را ببیند و بشکافد و تحلیل کند این انسان و شاعر از وجود بیماری های زر و زور و تزویر مصون خواهد ماند. به نظر می رسد مرحوم حسینی خوب دیدن و تیز دیدن را با خود داشته است و خودآگاه و ناخودآگاه از دست زدن و نزدیک شدن به جریاناتی که این بیماری های مسری را با خود داشته مصون نگه داشته است و اصلا یکی از دلایل محبوبیت ایشان همین بوده است.
پس از اینکه دکتر امامی شاهدی از خود مرحوم حسینی در تایید این نکته آورد تریبون سخنرانی را به آقای شکارسری سپرد. او هم ضمن تشکر از ترتیب دهندگان جلسه گلایه اساتید ادبیات کشور را از مظلومیت ادبیات معاصر ( و از جمله ادبیات انقلاب ) بازگو و اظهار امیدواری کرد که خود این جلسه تا حدی جبران این کوتاهی ها باشد. بعد هم به عنوان نکته دوم صحبت هایش یادآوری کرد که خوب است ما ضمن تجلیل از بزرگان تحلیلی هم داشته باشیم.
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385
ماه
حتي سر چشمه هم تيمم كرديم
اي واي قرار بود آدم باشيم
اما سر راه ميل گندم كرديم
ناشناس
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385
يك خبر ادبي
ان شاءالله اخبار تكميلي بعدا در وبلاگ مسافر خواهد آمد.
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385
بازگشت
در آن زمان که دلی تیره در درون داری
برای نیک شدن یک سخن بس است آن هم
که سمت نور خدا چشم اشک گون آری
خردادماه ۱۳۸۴ ـ آشنای سبزواری
ادامه مطلب
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
در حسرت عصیان ها
چه سخت است مردن در آن حال که بود خرقه ای از گنه در برم
همین طور باری ز عصیان به دوش و ریزد معاصی ز پا تا سرم
چگونه شوم رو به رو با نبی (ص) مگر نیست او سید و سرورم
هنوزم در آن حسرتی سوخته که نگذشت حرفش ز گوش کرم
آشنای سبزواری ـخرداد ماه ۱۳۸۴
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
تولد نور مبارك باد!
مدينه ! مي داني جسم مطهر كدامين پيامبر را به امانت نگاه مي داري؟ تو عصاره خلقت و شريف ترين آفريده پروردگار را در آغوش گرفته ای. او اسوه حسنه ای است که خداوند به جانش قسم یاد کرد .او "محمد " مصطفی است که برای رستگار شدن این امت سخت دل می سوزاند. او پیغامبر رحمت و عطوفت و برکت است . او تجسم صفات الهی در زمین و میراث دار آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی است که درود بی شمار خداوند بر آنها باد. مدینه به این موهبت افتخار کن !
تولد پيامبر عظيم الشان اسلام حضرت محمد (ص) را به تمام مسلمانان ايران و جهان تبريك عرض مي كنم . همچنین خجسته زادروز رئیس مکتب علم و فرزانگی حضرت امام جعفر صادق (ع)را به ارادتمندان و پیروان صدیقش تبریک و تهنیت عرض می کنم.شنبه بیست و ششم فروردین 1385
ولایی ام
در سفره عنایت بابا چه ها که نیست بر دامن محبت مادر نشسته ام
۱۳۸۳ ـآشنای سبزواری
مردی آسمانی ...
مردی از آسمان پیش ما بود آمد و باغ گل را قدم زد
آمد و جان به باغ وطن داد سرنوشتی بهاری رقم زد

۱۵خردادماه۱۳۸۳(سالگرد قیام خونین ۱۳۴۲) ـآشنا
ادامه مطلب
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
از گذشته ها
مفهوم نغز زنده ماندن :هر سال با آمدن بهار شیره جان در گیاهان به راه می افتد و گویی تمام موجودات شگفت طبیعت مفهوم نغز زنده ماندن و امید به حیات را زمزمه می کنند.
سنگ چین قرن ها :امید است که آثار گرانبهای معماران تاریخ ادب پارسی که بر سنگ چین قرن ها نگاشته شده است در خاطرها محفوظ بماند و فرهنگ اصیل این مرز و بوم غنی به دست کسانی که از تمدن بزرگ ایرانی غافل هستند تهدید نشود.
خواب ناز : در زیر سایه درخت باهیبت و بلندی از پرتو بسیار گرم خورشید در ظهر پناه گرفته بود و در خواب ناز فرو رفته بود. شاید اعتدال هوا بود که چنان بر او چیره گشته بود و او را به رفع خستگی وا می داشت.
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
سنگ صبور
مي خواهم امشب باز اميدي بكارم در اين زمين سرد اين دلسردها را
۳/۷/۱۳۸۳ ـآشنای سبزواری
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
اشك و سينه
اگر همراه اشكم دل شود صاف صفاي سينه ام مانند حر است
۳/۷/۱۳۸۳ ـ آشنای سبزواری
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
پاسخ امت
آور به سر زمانه غم را كه سوختيم تا كي سوال امت تو هست بي جواب
۲۲/۹/۱۳۸۲ ـآشنای سبزواری
شنبه بیست و ششم فروردین 1385
من در پي اميدم
روزم شب و شبم تار من شام بي طلوعم هر گاه من چو شام است گاهي نمانده در دل
بوده است شاهم اميد اما خراب شد كاخ نوميدي است حاكم شاهي نمانده در دل
روزي دل است چون كاخ روزي دگر خرابه جز جانب خرابه راهي نمانده در دل
يك روز مهر و الفت مهتاب شام دل بود امشب چه شام تاري است ماهي نمانده در دل
۳/۱۰/۸۳ ـآشنای سبزواری
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
شعری از استاد گرامی ام آقای جواد جعفری نسب
در پاسخ مردان عمل عذر من این بود من شاعرم و غیر سخن هیچ ندانم
من را بگذارید به حال خودم ای قوم ! وامانده ای از قافله دلشدگانم
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
شرمنده ام!
غزلسرای تو مولا عجیب خوشبخت است
اگر به کهنه گلیمی نشسته ام خوشحال
مدیحه گوی تو آقا نشسته بر تخت است
آشنا ـ ۲/۸/۸۳
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
سینه سرخ (شعری از استاد عزیزم آقای حسن دلبری)
که یا رب چیست در تقدیر این دشت
که هر کس کوچ کرد از کوچه ما
کبوتر رفت و سینه سرخ برگشت
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
گلستان نماز
لاله هایی که تو دادی همگی چیدن داشت
غنچه عشق شکوفاتر از این ممکن نیست
لاله افتاد ولی گل سر روییدن داشت
شیعیان در صف اخلاص نمازی خواندند
تا بدانیم که این چشمه خروشیدن داشت
این نمازی است که در کل جهان مثلش نیست
وین از آن روست که گلها همه بوییدن داشت
![]()
آشنا ـ۲/۷/۱۳۸۰
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385
شعری از جواد محقق
با نام مرد بودن و نامرد زیستن
بر چشم های خاطره مثل غبار درد
یا بر زلال آینه چون گرد زیستن
در سرزمین روشن خورشیدهای عشق
چون زمهریر این همه دلسرد زیستن
شرمندگی است پیش نگاه بهار خون
با خنده سر نمودن و بی درد زیستن
ای کاش لاله ای شده بودم !چه خوب بود
چون آن گلی که این همه گل کرد زیستن

سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385
سفارش های رهبر فرزانه ام
مارا به سه چیز او سفارش فرمود
توصیه به تحصیل و نیایش فرمود
غافل ز سلامت جسم نبود
این بود که دستور به ورزش فرمود
آشنا ـ تیرماه ۱۳۸۲
یکشنبه بیستم فروردین 1385
چادرهای سپید و سبز
شنبه نوزدهم فروردین 1385
شمه ای ناقص از اوصاف او

شنبه نوزدهم فروردین 1385
موعود بشر

شنبه نوزدهم فروردین 1385
تبریکی از جنس جاودانگی
تبریک سرشار از شادمانی خود را نثار ارادتمندان و پیروان آن حضرت می کنم.
امیدوارم همگی در سایه دلپسند عنایات دلسوزانه و پرتوهای هدایت بخش وجود حضرت عالی مقام
ایشان به چشمه سار ابدی رستگاری نزدیکتر شویم.
